تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
پايهء تحقّق تأويل ، و دشمن تو دشمن خدا ، و انكاركنندهء رسول خدا است ، دعوت مىكند دعوت باطل ، حكومت مىكند به ستم ، فرمان مىدهد غاصبانه ، دارودسته‌اش را به دوزخ مىخواند ، درحالىكه عمّار جهاد مىكرد و ميان دو لشگر فرياد مىزد : كوچ كنيد ، كوچ كنيد به سوى بهشت ، و زمانى كه آب خواست ، با شير سيراب شد و تكبير زد و گفت : رسول خدا ( درود خدا بر او و خاندانش ) به من فرمود : آخرين نوشيدنىات از دنيا مخلوطى است از شير ، و تو را گروه متجاوز به قتل مىرساند ، پس ابو العاديه فزارى راه را بر عمّار گرفت و او را كشت ، بر ابو العاديه لعنت خدا و لعنت فرشتگان خدا و همهء پيامبران ، و لعنت بر كسىكه شمشير به روى تو كشيد ، و تو به روى او شمشير كشيدى ، اى امير مؤمنان ، از مشركان و منافقان تا روز قيامت ، و بر آن كه خشنود شد به آنچه تو را غمگين ساخت ، و غم تو را ناخوش نداشت و ديده برهم نهاد و بىتفاوت گذشت ، و علّت و عاملش را نكار نكرد ، يا عليه تو به دست و زبان كمك كرد ، يا از يارىاتس دست كشيد ، يا از جهاد نمودن به همراه تو ، كناره‌گيرى كرد ، يا فضل تو را كوچك شمرد ، و حقّت را انكار كرد ، يا با تو برابر نمود كسى را كه خدا قرار داد تو را سزاوارتر به او از خود او ، و درودهاى خدا و رحمت و بركات و سلام و تحيّاتش بر تو و بر امامان از خاندان پاك تو ، كه خدا ستوده و بزرگوار است ، كار شگفت‌تر و حادثهء زشت‌تر ، پس از انكار حق تو ، غصب فدك صدّيقه طاهره زهرا سرور زنان ، و نپذيرفتن گواهى تو و گواهى