آنچه او به آن رسيد عاجز شدى ، به خدا قسم گمانكنندهء اينچنين گمراه شد و را نيافت ، و تو واضح ساختى آنچه مشكل شده بود از اين امور ، براى آنكه توهّم و ترديد كرد به گفتارت ، درود خدا بر تو كه فرمودى : گاهى انسان زبردست و چيره روى چاره را مىبيند ، ولى در برابرش پردهاى از تقواى خداست ، در نتيجه روى چاره را آشكار رها مىكند ، ولى فرصت آن را غنيمت مىداند كسى در امر باكى ندارد ، به خدا سوگند راست گفتى ، و ياوهسرايان دچار زيان شدند ، هنگامى كه آن دو عهدشكن [ طلحه و زبير ] با تو به فريبكارى برخاستند ، و گفتند قصد عمره داريم ، به آنان گفتى : به جان خودتان قسم : قصد عمره نداريد ، بكله قصد خيانت داريد ، در نتيجه از آن دو نفر بيعت گرفتى ، و پيمان را محكم كردى ، پس در نفاق كوشيدند ، زمانى كه بر كار نادرستشان آگاهشان كردى ، بىتوجّهى كردند ، و به كار خويش بازگشتند ، ولى بهرهمند نشدند ، و سرانجام كار هر دو خسران شد سپس اهل شام خيانت آن دو را دنبال كردند ، و تو پس از بستن راه غدر بر آنان به سويشان حركت كردى ، ولى آنها به دين حق گردن ننهادند .
و در قرآن تدبّر ننمودند ، بىخردان پست و گمراهان ناجوانمرد ، به آنچه در حق تو بر محمّد نازل شده بود كافرند ، و ياوران مخالف تو ، درحالىكه خدا به پيروى از تو امر كرد ، و مؤمنان را به يارى تو فرا خواند ، و فرمود خداى عزّ و جلّ : اى كسانى كه ايمان آوردهايد خدا را پروا كنيد ، و با راستگويان باشيد .
مولاى من حق بر تو نمايان شد ، درحالىكه مردم آن را به يك سو انداختند ، و تو روشهاى دينى را پس از كهنگى و نابودى آشكار ساختى ، توراست پيشينهء جهاد بر پايه تصديق به قرآن ، و توراست فضيلت جهاد بر
مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 580
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٥٨٠