شدن آماده كردى ، در نتيجه خدا از فرمانبرداريت قدردانى كرد ، و از كار زيبايت به گفتارش جلّ ذكره در قرآن پرده برداشت ، آنجا كه فرمود : « و از مردم كسى است كه جانش را براى بدست آوردن خوشنودى خدا مىفروشد » سپس گرفتاريت در جنگ صفين ، درحالىكه قرآنها از روى حيله و فريب به نيزهها بالا رفته بود ، در نتيجه شك و ترديد پيدا شد ، و حق به يك سو افتاد ، و از گمان پيروى شد ، اين گرفتارىات شبيه به گرفتارى هارون شد ، زماين كه موسى او را بر قوم خود امارت داد ، آنها از او پراكنده شدند ، هارون بر سر آنان فرياد مىزد و مىگفت :
اى مردم شما به گوساله آزمايش شدهايد به درستى كه پروردگار شما خداى بخشنده است ، از من پيروى كنيد . و از دستورم پيروى نماييد ، گفتند همچنان روى آور به گوساله خواهيم بود ، تا موسى به سوى ما بازگردد ! ! و همچنين تو اى امير مومنان ، همين كه قرآنها بالا رفت گفتى : اى ملّت شما به آن آزمايش شديد و گرفتار نيرنگ گشتهايد ، امّا از خواستهء تو سرپيچى كردند ، و با تو به مخالفت برخاستند ، و گماشتن دو داور را از تو تقاضا نمودند ، تو از تقاضاى آنان سرباز زدى ، و از عمل آنان به سوى خدا بيزارى جستى ، و آن را به خودشان واگذاشتى ، پس زمانى كه حق آشكار شد ، و خطاى منكر روشن گشت ، و به لغزش و انحراف از راه حق اعتراف كردند ، پس از آن دچار اختلاف شدند ، و از روى بىخردى تو را مجبور به پذيرفتن حكميّت كردند ، حكميتى كه از آن سرباز زدى و آنان مىخواستند و تو از آن باز داشتى ، روا دانستند گناهانشان را كه مرتكب شدند ، تو بر راه بينايى و هدايت بودى ، و ايشان بر روشهاى گمراهى و كورى ، همچنان بر نفاق اصرار داشتند ، و در گمراهى سرگردان بودند ، تا خدا سنگينى كار ناپسندشان را به آنان چشاند ، و كسى را كه با تو دشمنى كرد با شمشيرت به نابودى كشيد ، پس بدبخت و نگونسار شد ، و با حجّت تو زنده كرد كسى را كه سعادت يافت ، و راهنمايى شد . درود خدا
مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 583
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٥٨٣