بدان چاه « خاتم » گفته مىشود ؛ اين چاه همان چاه « اريس » است كه مهر ( / خاتم ) پيامبر صلى الله عليه و آله ، از دست عثمان بن عفان - به هنگام خلافت وى كه در آن هنگام از آن به عنوان مهر در پايان نامههاى خود استفاده مىكرد - در درون آن افتاد . روى اين خاتم جملهء ( محمد رسول اللَّه ) نقش بسته بود .
آب اصلى مدينه چشمهء « زرقاء » است كه در غرب مسجد قباء جريان دارد .
اين چاه داراى آب شيرين و گوارايى مىباشد و چون به فرمان معاويه از سوى مروان حكم اين آب به جريان افتاد و نامبرده در آن هنگام نمايندهء معاويه در مدينه بود و چشمانى كبود داشت بنابراين اين چشمه هم بدين نام معروف گرديد .
اين چاه همواره مورد عنايت و توجه همهء پادشاهان و سلاطين تا اين زمان بوده است . آب اين چشمه داراى مجراى ويژهء ديگرى نيز مىباشد كه از چشمهاى در نزديكى قبا به نام « چشمه نبى » يا « عين النبى » مشروب شده است و سپس در قناتى كه داراى بنايى محكم و استوار است ، به سوى مدينه جريان مىيابد . از اين قنات نهرها ، شعبههاى فراوانى جدا گرديده كه جهات مختلف مدينه را مشروب مىسازد . اين قنات داراى مخزنهاى بزرگى است كه در حدود ده متر از سطح زمين پايينتر مىباشد ؛ پس از پر شدن اين مخزنها از قنات ، به وسيلهء سقاها آب مخزنها به خانههاى مدينه برده مىشود .
مردم نيز به وسيلهء پلههاى سنگى كه در اين مجرا قرار دادهاند ، پايين مىروند و ظرفهاى خود را از شيرهاى ثابتى كه در انتهاى پلهها قرار دادهاند ، از آب پر مىكنند . بنابراين توجه مىكنيد كه با توجه به نحوه استفاده ، آب اين چشمه ، بسيار تميز و دور از آلودگى مىباشد و مىتواند تنها عاملى باشد كه مردم مدينه را از بيمارى و ميكروب نجات داده است . در صورتى كه در ساير قسمتهاى اين سرزمين مانند مكه ، منا ، جده و ينبع اين گونه رسيدگى نمىشود و آبها معمولًا داراى آلودگى فراوان مىباشد .
همواره اين چشمه از سوى امرا و پادشاهان مسلمان مورد تعمير و مرمت قرار مىگرفت . اين چشمه ، در آغاز حكومت عثمانيان منهدم گرديد ، به طورى كه مردم مدينه زمانى طولانى را در سختى و مشقت گذرانيدند ، تا اين كه از سوى سلطان سليمان ( عثمانى ) در سال 932 هجرى تعمير گرديد . سپس سيل در سال 990 هجرى آن را
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 410
مساهمون: انصارى
ص٤١٠