كاروان با چنين آهنگى پس از ده ساعت حركت به جايگاهى رسيد كه سراپردههاى خديوى برپا گرديده بود .
در روز اول ژانويه ، پس از نماز صبح خديو سوار بر مركب خويش گرديد و همراه كاروان « وادى سِرسِر » را پيمودند تا اين كه به چادرهاى برپا شدهء خويش در « ابى قزاز » رسيدند و بدان وارد گرديدند . اين مكان داراى آبى به همين نام بود و مسافت راه آن به اندازهء طول راهى بود كه روز پيش پيموده بوديم در اين دشت درختان « عشا » و « شرارة » ( / كه نوعى درخت اقاقيا هستند ) فراوان ديده مىشد ؛ همچنين بوتههاى قريظه ( كه نوعى خرفه است و اين گياه مورد علاقهء شتر مىباشد ) به چشم مىخورد ، از جمله درختانى كه وجود دارد ، درخت دَوم و اراك است ( كه شاخهء آن به عنوان مسواك استفاده مىگردد ) و به وفور ديده مىشود . همچنين در اين سمت گياه « عوسج » ، « فروع » ، « ضرمد » ( كه شبيه به خرفه است ليكن از آن كوچكتر و كوتاهتر مىباشد ) و رمث ( كه گياهى شبيه به دِرمَنهء رومى و افسنطين ) و خرمه ( كه همانند بتونيا است ) ، سيال و حنطل فراوان وجود دارد كه در اين ميان گياه حنطل براى آنان داراى استفادههاى فراوانى مىباشد ، زيرا به وسيلهء تقطير آن ، استفاده فراوانى از آن مىبرند . عربها چوب سيال را همراه حنظل مىكوبند و از آن مايعى به دست مىآورند كه در فندكهاى سيگار مورد استفاده آنان بوده مىباشد ؛ بنابراين از نظر كبريت بىنياز مىباشند .
در روز دوم ژانويه پس از نماز صبح خديو به همراه كاروانش به راه افتاد و به مكانى به نام « مسيل النجد » وارد شده كه در آن جا چشمهء آبى به نام « بدا » وجود داشت ، از اين مكان به بعد ، - به سوى شرق - زمين كمى مرتفع مىگردد . خديو اين مسير را - به همان شكل روزهاى قبل - با كاروان طى نمود و در آن جا اطراق نمود ؛ در آن محل ، گروههايى از سواره نظام ارتش عثمانى مستقر گرديده بودند كه از سوى دولت عثمانى براى حراست خديو به اين سوى سفر كرده بودند و قصد داشتند كه پيش از تشريف فرمايى خديو به شهر « وجه » خود را بدان برسانند . در روز 3 ژانويه كاروان خديو در « وادى النجد » به حركت درآمد و در حالى كه گروهى از سواران دولتى نيز به دنبال حضرتش
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 356
مساهمون: انصارى
ص٣٥٦