است ؛ اين دهكده با همان كوچكىاش داراى سه مسجد است كه جمع بسيارى از اعراب ، به ويژه ساكنين حومهء آن - كه بيشتر از قبيلهء بُلَىّ هستند - در روزهاى جمعه به اين مساجد مىآيند .
هنگامى كه كاروان محمل از راه خشكى سفر مىنموده ، اين دهكده داراى اهميت به سزايى بوده است . در آن هنگام بازارهايى در اينجا برپا مىگرديد و درآمد آن در ميان اعراب تقسيم مىگرديد . اما هم اكنون زندگى ساكنين آن از راه صيد ماهى و تجارت روغن و پشم اداره مىشود . تجارت روغن و پشم از آن سوى ساحل و زغال چوبى از داخل كشور بدان شهر وارد مىشود .
بيشتر تجارت ساكنين اين دهكده با كالاهاى ورودى از سوئز انجام مىگيرد كه بدين منظور هر پانزده روز يك بار اين كالاها به وسيلهء يكى از كشتىهاى شركت كشتيرانى خديوى به اين سو آورده مىشود . هنگامى كه وجه ايستگاهى براى عبور كاروان محمل مصرى و ديگر حاجيان مصرى بود ، اداره اين شهر و قسمتهاى شمالى آن اعم از « مويلح » ، « ضبا » و « عقبه » به دست حكومت خديوى صورت مىپذيرفت . در آن هنگام از سوى حكومت مصر براى وجه استاندارى تعيين شده و در كنارش هم قاضى براى نظارت بر احكام شرعى منصوب مىگرديد . در آن زمان در ميان راههاى شهر هم سربازانى مستقر بودند كه بر حراست و تأمين راهها نظارت داشتند . اما از زمانى كه مسير كاروانها از اين راه تغيير كرد و حاجيان ديگر به اين سوى نيامدند ، ادارهء اين منطقه به دولت عثمانى واگذار گرديد .
در مدت اقامت خديو در اين دهكده ، تمامى قسمتهاى آن اعم از منطقهء خشكى و آب ، همگى آذين گرديد به طورى كه پرچمهاى سرخ را بر سر در خانهها و قايقهاى پراكنده بر سطح آب ، مىتوانستيم ببينيم و نيز در طول اين مدت پرچم عثمانى بر بالاى پادگان ياد شده به اهتزاز درآمده بود . شب هنگام سر تا سر اين دهكده با روشنايى چراغهايى كه روى خانهها گذاشته بودند - به ويژه خانه قائممقام و پادگان - منظرهء بسيار زيبايى را در فضاى اين مكان به وجود آورده بود . و در آن جا جنب و جوشى ايجاد كرده بود كه اين دهكده تا آن زمان به خود نديده بود .
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 354
مساهمون: انصارى
ص٣٥٤