ياد شده گروهى از سربازان « بيشه » با شتران تيز پاى خود حركت مىكردند كه شكوه خاصى را به اين هيأت داده بودند ؛ در ميان آنان گروهى بودند كه با دميدن در نىها و گروهى ديگر با خواندن نغمهها و سرودهاى نشاط آور ، خوشحالى و سرور را در قلبهاى جمعيت حاضر به وجود مىآوردند . پس از اين گروه ، تعدادى از سربازان پاسدار حضور داشتند و سپس جناب خديو و حضرت شريف ، در حالى كه همراهان ايشان هم به دنبال آنان بودند ، حركت مىكردند . پس از آنان نيز جمعى حركت مىكردند كه با اجراى نغمهها و موسيقىهاى عربى ، نشاط و سرور زايد الوصفى را به وجود آورده بودند و سرانجام ، بزرگان اشراف و ديگر حاضران در حركت بودند . كاروان با چنين آهنگى به سوى مزدلفه به حركت در آمده بود و پس از مدتى در كمال راحتى و آسايش به مزدلفه رسيديم .
كاروان عليا حضرت مادر خديو و و الا حضرت پرنسسها نيز پس از كاروان خديو به حركت درآمد . سربازان پاسدار پياده و سواره ، همگى كالسكههاى ايشان را محاصره كردند و در پيشاپيش آنان گروهى از سربازان دولتى و سربازان « بيشه » به همراه گروه موزيك در حركت بودند ، سپس محملهاى اطرافيان در حالى كه هزاران مشعل در اطراف كاروان را در برگرفته و پرتو افشانى مىنمود حركت مىكردند . موزيك ، نور ، خدمتگزاران و هلهلهء زنان حج گزار هم بر جلال و شكوه اين كاروان مىافزود .
فاصله ميان عرفات تا مزدلفه را در دو ساعت طى نموديم ، در حالى كه جناب خديو در مركز انظار مردم از نژادهاى گوناگون قرار داشت . مصريان در اين رهگذر هر چند يك بار با غريو فرياد خويش ، عباراتى از دعا و همبستگى با وى را اعلام مىنمودند .
در آنجا جايگاههاى ويژهاى براى خديو و عليا حضرت والده و اطرافيان آنان در نظر گرفته شده بود كه همگى « ليلة النحر » ( / شب نحر ) را در صفا و صميميت و خوشى گذرانيدند .
پس از نماز صبح جناب خديو در كاروان خود به سوى منا به حركت درآمد و پس از رمى جمرهء عقبه ، قربانىهاى فراوانى را در حضور او ، ذبح كردند آنگاه وى از لباس
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 323
مساهمون: انصارى
ص٣٢٣