قاضى مكه و جمع كثيرى از علما و اعيان شهر و سپس رجال سربازان عثمانى و در مقدمهء آنان جناب ناظم پاشا فرمانده نيروهاى حجاز ( / قومندان ) قرار گرفته بود . در سمت راست خديو ، پرنس كمال الدين پاشا ، سپس حضرات آقايان شفيق پاشا ، عزت پاشا و خيرى پاشا ، سپس كارمندان همراه خديو و خدمتگزاران نيروى محمل شريف مصرى قرار گرفته بودند .
در اين هنگام جناب « مكتوبچى ولايت » به ميانهء سراپرده آمد و شروع به تلاوت فرمان نموده ، در حالى كه در دو طرف او دو نفر از مأمورين تشريفات ايستاده بودند .
مكتوبچى فرمان را به زبان تركى قرائت نمود و هنگامى كه به كلمهء خلعت - فرستاده شده از سوى سلطان « محمد پنجم » به جناب شريف - رسيد ، دو نفر از مهمانداران آن را از درون پوشش ابريشمى ( / بقچه ) خارج كردند و بر تن شريف پوشاندند ، پس از پايان قرائت فرمان نامه ، منشى مخصوص شريف به پا خواست و ترجمهء عربى فرستاده شدهء آن را در جمع قرائت نمود . اين نامه شامل مطالبى از سوى سلطان ( عثمانى ) به شريف بود كه در آن اصالت رأى ، علو همت در ادارهء مملكت ، حسن درايت ، محاسن اخلاقى ، سجاياى كريمانه ، نيكىها و فضايل والاى اين مقام را به شريف ياد آور گرديده بود و مكه و مدينه را مركز شرافت عظمى قلمداد نموده بود و ضمناً نسبت به هميارى و همكارى با حجاج بيت اللَّه الحرام و انجام هر كارى كه راحتى و رفاه و سلامتى آنان را به همراه مىآورد و تأمين راهها و آسايش و تسهيل حمل و نقل آن و كوتاه كردن دست اعراب تجاوزگر تأكيد نموده بود .
علاوه بر موارد فوق از سوى شريف در خرج حقوق و تقسيم صدقات در ميان صاحبان آن ، با كمال دقت نظر شده بود . همچنين شريف را نسبت به همكارى با مأمورين دولتى اعم از ارتشيان و دولتيان و نظارت بر انجام وظايف آنان تأكيد كرده بود .
هنگام قرائت فرمان ، هرگاه نامى از رجال مملكتى آورده مىشد خلعتى ويژه را بر تن آن شخص مىكردند . تا اين كه قرائت فرمان به پايان رسيد ؛ پس به دستور خديو ، شربتها را در ليوانها ريخته و در اختيار جمع حاضر قرار دادند . پس از نوشيدن قهوه ، شريف با خديو خداحافظى كرد و مجلس را ترك نمود .
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 325
مساهمون: انصارى
ص٣٢٥