تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
است ، وحى نمود كه فرزندش اسماعيل را قربانى نمايد . پس حضرت ابراهيم فرزند خويش را بدين منظور به طرف قربانگاه مىبرد كه شيطان شروع به وسوسهء ابراهيم عليه السلام نمود يعنى او را وادار مىكرد كه اين كار را انجام ندهد . ابراهيم عليه السلام مشتى ريگ را از زمين برداشته و به سوى شيطان پرتاب نمود . اين نقطه همان جمرهء اولى به شمار مىآيد . شيطان ابراهيم عليه السلام را ترك كرده به سوى هاجر آمد و شروع به وسوسهء او كرد و عمل ابراهيم را تقبيح نمود . پس هاجر سنگى برداشته و به سوى شيطان پرتاب نمود . اين نقطه همان جايگاه جمره دوم به شمار مىآيد . شيطان در اين هنگام به سوى اسماعيل آمد و او را نسبت به كار پدرش دربارهء او وسوسه نمود . اسماعيل مشتى ريگ برداشت و به سوى شيطان پرتاب نمود . اين نقطه همان جايگاه جمرهء سوم به شمار مىآيد . بنابراين عرب اين سه جمره را همواره به عنوان نمودى از شيطان رمى مىكردند و اسلام نيز از اين روش تبعيت كرده و آن را مورد قبول قرار داد . و اين طبيعى است ، زيرا در طبيعت هر شىء به اصل و حقيقت خويش يعنى ماده برمىگردد . بنابراين همين رمى شيطان به صورت مادى بدون شك معنا و مفهوم دقيق و بزرگى را در ذات انسان مجسم مىنمايد و آن تربيت حس جديدى در شخص پرتاب كننده و مخالفت با شيطان نفس و دورى از راه‌هاى شيطانى آن مىباشد . رمى به دورانى بس كهن و قديمى برمىگردد و در ميان امت‌ها ، امرى معمول به شمار مىآمده است . خداوند تبارك و تعالى در سورهء شعراء به هنگام فرمانبرى قوم نوح از پند و اندرزهاى او مىفرمايد :
لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ
« 1 »
.
همچنين خداوند در سوره هود به هنگام نصيحت و اندرز پيامبرشان شعيب به اهل مدين ، در پاسخى اين چنين به دو گفتند :
قالُوا يا شُعَيْبُ ما نَفْقَهُ كَثِيراً مِمَّا تَقُولُ وَ إِنَّا لَنَراكَ فِينا ضَعِيفاً وَ لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ وَ ما أَنْتَ عَلَيْنا بِعَزِيزٍ
« 2 »
.
رمى در ميان بنى اسرائيل نيز وجود داشته ، به طورى كه در آيه 24 و 25 از صحاح
هامش
( 1 ) . شعراء ، 116 ( 2 ) . هود ، 91
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 310 | انصارى / محمد لبيب البتنوني