حجر را استلام كرده و مىبوسند . سپس زنان پيش مىآيند و حجر الاسود را مىبوسند . در اين هنگام همسر هر زن ، آن چنان صورت زنش را به آن مىكوبد كه اثر آن ضربه همانند خالى كه در ميان حاجيان مسيحى در بيت المقدس مرسوم است باقى مىماند ؛ زيرا نزد آنان اين خال علامتى براى انجام مناسك حج است . در اين هنگام مرد خطاب به همسر خويش فرياد برمىآورد كه : « حَجَّيْتِ يا حاجَّه » ؟ يعنى « حج به جاى آوردى اى حاجيه » ؟
و زن در جواب فرياد مىزند : « حَجَّيْتُ حَجَّيْتُ » يعنى آرى حج به جاى آوردم . سپس رو به سوى حجر الاسود كرده و مىگويد : « حَجَّيْتُ ، خَبِّرْ رَبّك » يعنى حج انجام دادم به پروردگارت اطلاع ده ! سپس سر خود را رو به آسمان بلند كرده و مىگويد : « تقبل أولا تقبل ، حجّيت إلّا تقبل غَصْباً تقبل » .
يعنى اگر قبول كنى يا نكنى ، من حج به جاى آوردم . اگر نخواهى قبول كنى مجبورى كه قبول كنى ! !
تمام اين مراسم پيش از وقوف در عرفات انجام مىگردد . حج در نظر اين گروه صرف طواف و استلام حجر الاسود است كه پيش از وقوف در عرفات صورت مىپذيرد ؛ اين رسم باقى ماندهء سنت غلط قريش است كه پس از واقعهء فيل و ظهور اسلام ، از ميان برداشته شد .
اخلاق اين گروه از اعراب در حرم شريف ، بر خلاف آن چه كه از شدت و خشونت آنان معروف گرديده است ، بسيار آرام و با گذشت مىباشد و در صورتى كه به آنان اهانتى گردد ، به پاس احترام شديدى كه براى حرم خدا و خانهء معظم او قايل هستند ، جزء با سكوت مطلق ، پاسخ نمىدهند .
بدون شك شارع مقدس ، وقوف در عرفات را يكى از نشانههاى وحدت وجود در مكانى واحد به شمار آورده و گرد آمدن تمامى مسلمانان از سرزمينهاى مختلف در نژادهاى گوناگون و زبانهاى متفاوت ، خود نشان از يگانگى هدف آنان دارد .
آرى عرفات صحنهاى از گردهمايى مسلمانان از نژادهاى گوناگون و زبانهاى متفاوت است كه در آنجا ضمن تاكيد بر يگانگى خالق خود و يكى بودن هدف خويش برادران دينى از احوال يكديگر آگاه مىكردند .
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 296
مساهمون: انصارى
ص٢٩٦