تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
تاريخ سبأ به تفصيل در قرآن كريم آمده است . خداوند ، مىفرمايد :
لَقَدْ كانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتانِ عَنْ يَمِينٍ وَ شِمالٍ كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَ اشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ * فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَواتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ * ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِما كَفَرُوا وَ هَلْ نُجازِي إِلَّا الْكَفُورَ * وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيها قُرىً ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنِينَ * فَقالُوا رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ وَ مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ
« 1 » « براى قوم « سبأ » ، در محل سكونتشان نشانه‌اى ( از قدرت الهى ) بود : دو باغ ( بزرگ و گسترده ) ، از راست و چپ ، رودخانهء عظيم با ميوه‌هاى فراوان و به آنها گفتيم : « از روزىِ پروردگارتان بخوريد و شكر او را بجا آوريد ! ، شهرى است پاك و پاكيزه ، و پروردگارى آموزنده ( و مهربان ) ! » . اما آنها از خدا روى گردان شدند ، ما سيل ويرانگر را بر آنان فرستاديم ، و دو باغ ( پربركت ) شان را به دو باغِ ( بىارزش ) ، با ميوه‌هاى تلخ و درختان شوره‌گز و اندكى درخت سِدر مُبَدَّل ساختيم ؛ اين كيفر را بخاطر كفرانشان به آنها داديم و آيا جز كفران كننده را كيفر مىدهيم ؟ ! و ميان آنها بطور متناسب ( با فاصلهء نزديك ) مقرر داشتيم ، ( و به آنان گفتيم ) : شبها و روزها در اين آباديها با ايمنى سفر كنيد . ولى ( اين ناسپاس مردم ) گفتند : « پروردگارا ، ميان سفرهاى ما دورى بيفكن » ( تا بينوايان نتوانند دوش به دوش اغنيا سفر كنند ! و به اين طريق ) آنها به خويشتن ستم كردند ! و ما سرنوشت آنان را داستانهايى ( براى عبرت ديگران ) قرار داديم و جمعيّتشان را متلاشى ساختيم » .

حكومت سبأ دوم يا حمير

هنگاميكه بنيان و اساس دولت « سبأ اول » منهدم شده و پايتخت آنان شهر « مأرب » از هم متلاشى گرديد ، حكومت در سرزمين يمن به دست افرادى كه در آن باقى مانده بودند ، افتاد . در اين حال در هر كوى و دهكده و يا شهر و كاخى رييسى حكمرانى مىكرد . اين رييسان را « اذواء » مىناميدند و غالباً هر يك از آنان را پس از اضافه كردن نام
هامش
( 1 ) . سبأ ، 15 - 19