دادند . سپس « عبداللَّه بن زبير » در ساخت كعبه پس از منهدم كردن قسمتهايى ، بخشهايى را بدان افزود . همچنين « وليد بن عبدالملك » نيز پس از توسعه حرم ، ساختمان استوار و محكمى را در آن بنا نمود . نامبرده اولين شخصى است كه ستونهاى مرمرين را در مسجدالحرام بوجود آورد و سعى و كوشش وليد نسبت به ساختمان سازيها غير قابل انكار مىباشد ، اين مطلب زمانى قابل قبول است كه شخص ، خود شاهد « قبةالصخرة » در قدس شريف باشد كه آثار گرانقدرى از موزائيكهاى طلا و كاشيكاريهاى زيبا را نظاره كند كه دليل اين آثار عقل را به شگفتى واداشته و فكر و انديشه را به خود مشغول مىسازد ! همچنين هم اكنون آثارى نيز در ساختمان « مسجد اموى » دمشق باقى مانده است كه سانحهء آتش سوزى در آن نتوانسته است آنها را از ميان بردارد ؛ در اين مسجد نيز موزائيك هاى بسيار ظريفى از طلا بر در و ديوار جنوبى و غربى صحن آن ديده مىشود .
هنگاميكه « محمدالمهدى » در سال 160 هجرى حج گزارد ، متوجه گرديد كه كعبه در ميانهء مسجدالحرام قرار ندارد ، بنابراين خانه هاى بسيارى به ويژه در سمت مقابل شرقى را خريده و به مسجد اضافه نمود . همچنين قسمتهاى ديگرى كه در مسجد قرار داشت و در اختيار ديگران بود نيز به فضاى مسجد اضافه كرد . پس از او فرزندش « هادى » جانشين وى گرديد و آنچه را كه در دوران پدر ناتمام مانده بود به پايان برد .
در آن هنگام « دارالندوه » در حرم و در برابر كعبه از سمت شمال غربى آن همچنان پابرجا بود كه خلفاء و امرا به هنگام حج خويش در صدر اسلام بدان وارد مىگشتند .
ليكن كم كم در نيمه هاى قرن سوم هجرى رو به ويرانى نهاد كه به « معتضد عباسى » وضعيت آن اطلاع داده شد و بنا به فرمان او در سال 281 هجرى ساختمان « دارالندوه » منهدم گرديد و مسجدى را - كه قبله اى به سوى كعبه نيز در آن قرار داده بودند - جايگزين آن نمود و سپس گنبد بلندى بر روى آن ساخته شد اين مكان در دورانهاى مختلف دستخوش تغييراتى گشت و در هر زمان آن را به شكلى بناكردند سپس . محل آن به عنوان جايگاه نمازِ امام حنفى اختصاص داده شد تا اينكه بوسيلهء « امير كلدى » ، امير جدّه در سال 947 هجرى منهدم گرديد و در جاى آن مقام مربّعى را كه داراى دو طبقه بود بنا نمود :
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: انصارى
ص٢٠٨