پس از عزل او ، شريف « عون الرفيق بن محمدبن عون » جانشين او گرديد .
وى به صورتى عمل نمود كه قدرت اشراف گذشته را از نو بوجود آورد و با گسترش نفوذ خود بر اعراب و مأمورين ترك داراى آنچنان قدرتى گرديد كه حتّى والىها « 1 » همانند زيردستانى نزد وى انجام وظيفه مىكردند ! ليكن در دوران « عثمان نورى پاشاى اول » بود كه شريف نتوانست در او نفوذ كند در نتيجه با يكديگر درگير شدند و در پايان با سعى و كوشش شريف « عون الرفيق » و هم دستان او در آستانه ( استانبول ) از ولايت حجاز معزول گرديد . او در اين هنگام در مكّه قدرت مطلق بود و آنچه كه مورد نظر او بود انجام مىگرديد بطورى كه به خواستهء او بعضى خوشبخت ، برخى بدبخت ، گروهى آزاد و عدّهاى گرفتار مىشدند . شريف عون ، همانند وهابيان بود و يا نزديك به رفتار آنان داشت ، در دوران امارت خويش گنبدهاى فراوانى را كه بر روى قبرهاى گوناگونى - به ويژه در « معلاة » و گنبد « عبداللَّه بن زبير » و ديگران - را منهدم نمود .
بطوريكه حتى وى در نظر داشت گنبد حضرت آمنه و حضرت خديجه ( عليهاالسلام ) را نيز منهدم نمايد ! ليكن به علت اعتراض شديد مردم از اين كار منصرف گرديد و همچنين به دستور نامبرده سنگ آسيابى كه در جايگاه تولّد حضرت فاطمه - عليهاالسلام - در خانه حضرت خديجه - عليهاالسلام - قرار داشت و ادّعا مىكردند كه آن سنگ به عنوان سنگ آسياب حضرت در مدت زندگى در آن مكان استفاده مىشده است ، نيز محو گرديد .
همچنين به دستور نامبرده دهانهء « غارِ حراء » « 2 » در كوه « ثور » نيز وسعت داده شد كه دهانه اين غار به هنگام پناه بردن رسول خدا صلى الله عليه و آله و همراهش ابوبكر در هنگام هجرت حضرت از مكّه به مدينه بوسيلهء تار عنكبوتى پوشيده شده بود و وسعت اين دهانه پيش از اين آنچنان كوچك بود كه فقط يك نفر آن هم در حالى كه خود را بر روى شكم مىكشانيد مىتوانست از آن جا عبور كند و به درون غار راه يابد را فراخ نمايد . زيرا بر طبق ادّعاى
هامش
( 1 ) . در اين دوران علاوه بر وجود شريف نيز شخصى از سوى دربار عثمانى به عنوان والى تعيينگرديد و بهاين ديار گسيل مىشد . « مترجم »
( 2 ) . نويسنده اشتباهاً غار حراء را آورده است در صورتى كه منظور غار ثور در كوه ثور واقع در سه كيلومترىجنوب شهر مكه و در جنوب منطقه مَسْفَله قرار دارد . « مترجم »