مردم تنها افراد سعادتمند و خوشبخت مىتوانستند بدان راه يابند و تيره بختان و اشقيا ، راهى بدان نداشتهاند .
وى با فراخ كردن دهانهء غار ، قصد داشته است كه اين توهّم را از ميان بردارد ؛ ليكن به نظر مىرسد كه در هر صورت نمىبايست اين چنين اثرى را كه خود از آثار باقى مانده طبيعى آن زمان به شمار مىآمده و بعنوان معجزه اى كه طبيعت براى اشرف مخلوقات خداوند يعنى رسول خدا صلى الله عليه و آله بوجود آورده تا ميان او و دشمنانش جدايى اندازد به اين سادگى از بين برود .
او شخصى راحت طلب بود و امكانات وسيعى را براى راحتى خود فراهم آورده بود كه از آن جمله است : وجود گروهى مطرب و آوازه خوان كه همواره به گرد او فراهم آمده بودند و به صورت متناوب براى او طبل و نى مىنواختند .
همچنين اتومبيلى را كه از اروپا براى خود تهيه نموده بود و با آن به سوى طائف مىرفت ؛ ليكن همانند همه در پايان عمر مرگ به سراغ او نيز آمد .
شريف عون باغ بسيار زيبايى را در شمال جرول ( در مكه ) احداث كرد كه « محمل مصرى » در اين مكان اردو مىزد . نامبرده براى اين باغ درختان بسيارى از مصر ، هند ، شام و جز اينها وارد كرد و شعبه اى از آب چشمهء « زبيده » را نيز برآن جارى ساخت و گفته مىشود : كه در دوران خود بهشتى بوده است كه نظير آن در مكّه وجود نداشته است امّا هم اكنون آب آن قطع گرديده و درختان آن خشك شده و گلهاى آن نابود گرديده و به صورت قطعه اى از جنگل در ميان صحرا درآمده است بطورى كه كلاغها بدان پناه بردهاند و تنها فرياد عقابها و كركسها در آن جا شنيده مىشود . سپاس خداى را كه تنها او تغيير دهنده احوال است و آنچه كه وجود دارد در دست اوست و اوست كه بر همه چيز و همه كس قادر و تواناست .
« شريف عون » در روز دوشنبه 16 جمادى الاول سال 1323 هجرى در طائف به مرگ مشكوكى درگذشت و پس از او برادرش شريف « عبداللَّه پاشا » كه آن هنگام در آستانه ( استانبول ) اقامت داشت جانشين او گرديد ؛ ليكن در اين هنگام « رابت پاشا » والى حجاز سعى نمود تا نظر پادشاه را به سوى شريف « على پاشا فرزند عبداللَّه بن محمد بن
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 189
مساهمون: انصارى
ص١٨٩