تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
خلفا « 1 » نيز برقرار بود ، تا اينكه خلافت كم كم جاى خويش را به سلطنت داد و استبداد جاى شورايى را گرفت . حكومت حرمين در طول دورانهاى گذشتهء خود همواره از مركز خلافت اسلامى دستور مىگرفته است ؛ نخستين شخصى كه در دوران پيامبر صلى الله عليه و آله به امارت مكّه رسيد ، « عتاب بن اسيد » بود . رسول خدا صلى الله عليه و آله پس از فتح مكّه به هنگام خروج به جنگ حنين در نيمه اول از سال هشتم هجرى او را بر امارت اين شهر برگزيد . خلافت پس از خلفا در سال 40 هجرى به امويان منتقل گرديد كه در آغاز « عبداللَّه بن زبير » چند سالى بر مكّه مسلط گرديد تا اينكه بوسيلهء « حجاج بن يوسف ثقفى » اين رياست بازپس گرفته شد و در سال 73 هجرى در اختيار امويان قرار گرفت . در سال 132 هجرى خلافت به عباسيان منتقل شد اين خلافت تا سال 358 هجرى همچنان در دست ايشان بود . در اين مدت حدود يكصد امير - از اشراف و غير اشراف - بر مكّه امارت كردند . در سال ياد شده حكومت مكّه به فاطميان برگشت و « جوهرالقائد » در آن امارت نمود . سپس « معزّالدين اللَّه عبيدى » بدان وارد گرديد . از آن پس خطبه را در تمام سرزمينهاى اسلامى از بغداد تا حلب و بصره بنام خليفهء عباسى مىخواندند و از حلب تا حرمين و ساير سرزمينهاى عرب خطبه را به نام عبيديان مىخواندند . اين بدان علت بود كه « جعفر بن محمد بن حسن الثائر بن موسى الثانى فرزند عبد اللَّه بن موسى الجون بن عبد اللَّه محض بن الحسن مثنّى بن الحسن سبط فرزند امير المؤمنين على ابىطالب عليه السلام در همان سال بر مكّه غلبه كرده بود و آن را بدست گرفته بود . نامبرده از بيم عباسيان به سوى « معزّالدين اللَّه عبيدى » پادشاه مصر روى آورد و معزّ در نامه‌اى ، ولايت
هامش
( 1 ) . هيچ گاه دستورات اسلامى و روش حكومت رسول خدا صلى الله عليه و آله به صورت شورايى و به اصطلاح‌دموكراتيك نبوده است . زيرا معتقديم تمامى افعال و كردار و گفته هاى پيامبر صلى الله عليه و آله براساس وحى و دستورات الهى صورت مىگرفته است اين مطلبى است كه اهل سنّت نسبت به آن اعتقاد نداشته و يا اعتقاد آنان كم رنگ مى باشد . گو اينكه اين اعتقاد به جهت شرعى نمودن داستان سقيفه بنى ساعده و تشكيل اين شورا است كه داراى هيچگونه پايه و اساس شرعى نبود . آنان اين چنين مىگويند : كه رسول خدا صلى الله عليه و آله همواره كارها را به صورت شورايى عمل مىكرده است كه خلافت ابوبكر و عمر و . . . و به طور كلى سقيفه را شرعى جلوه دهند . « مترجم »