تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
ذخيره مىكردند . « 1 » عمر بن خطاب ( از بنى عدى ) ، سفارت را بر عهده داشت و در مواردى كه اختلافى ميان آنان و افرادى از غير عرب اتفاق مىافتاد . به عنوان ميانجيگر دخالت مىكرد و اختلاف را رفع مىنمود . صفوان بن اميّه ( از بنى جمح ) ، ازلام « 2 » را بر عهده داشت . حرث بن قيس ( از بنى سهم ) ، حكومت و نظارت بر اموالى را به عهده داشت كه به بت‌هاى خود تقديم مىداشتند . امّا بنى هاشم به ويژه در دوران « عبدالمطلب بن هاشم » جدّ پيامبر صلى الله عليه و آله آنچنان به عظمت و بزرگى رسيدند كه شهرت آنان تمامى قبايل عرب و حتّى عربهاى اطراف جزيره را در برگرفت . اين عظمت و سرافرازى بخصوص پس از « واقعهء فيل » دو چندان گرديد . هنگاميكه نبوّت به بزرگِ ما « محمدبن عبداللَّه بن عبد المطلب صلى الله عليه و آله » رسيد و اسلام ظهور كرد و پيشرفتى سريع نمود ، بزرگى و سرورى را در عبد مناف به كمال رسانيده و آنان ، از اين فضل و شرف به خوشبختى و سعادت رسيدند .

حكومت اشراف در مكّه

از بزرگترين حوادث و اتفاقات تاريخى مكه ، هجرت رسول خدا صلى الله عليه و آله از آن شهر به مدينه است سپس فتح آن كه هشت سال پس از هجرت اتفاق افتاد . پس از فتح مكّه اين شهر تابع حكومت اسلامى و خلفاى بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله بود . حكومت اسلامى در مدت حيات پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله طبق دستورات شرع مقدس اسلام به صورت دموكراتيك ( شورايى ) برگزار مىگرديد ، كه اين مطلب در دوران
هامش
( 1 ) . اسلحه خانه . « مترجم » ( 2 ) . مفرد آن زلم بوده كه سه پيكان چوبين بود كه عرب آن را در كعبه نگهدارى مىنمود و بر روى يكى از آنها نوشته شده بود ( خدايم به آن دستور مىدهد ) بر دوّمى نوشته شده بود : ( خدايم نهى مىكند ) و سومى چيزى بر آن نوشته نشده بود و در صورتى كه عرب قصد انجام كارى را داشت و يا دربارهء مسأله‌اى قصد يا تصميمى داشتند به درون كعبه مىرفتند و با ازلام ياد شده بوسيلهء مسئولِ آن قرعه مىانداختند . پس آنچه كه نشان مىداد ، عمل مىكردند .