او از نواده هاى كعب بود و نسل بيست و چهارم ، از نوادگان اسماعيل عليه السلام به شمار مىآمد . « قصى » با حُسن تدبير و سياست و تيزهوشى و قدرت ستيزى كه داشت قبايل قريش را پس از آنكه در نتيجه كينه و دشمنى به جان هم افتاده و از هم متفرّق گرديده بودند ، گرد هم آورد و به طورى شايسته در ميان آنان قضاوت و داورى نمود ؛ تا اينكه حجابتِ خانه ( كليد دارى كعبه ) را از خزاعه خريد . او كه نسبت به مكّه داراى تعصب خاصى گرديده بود ، آنان را به « بطنمرّ » ( وادى فاطمه ) تبعيد كرده و از آن پس قدرت و نفوذ او آنچنان وسعت گرفت كه كارهاى خانه كعبه ( شؤون خانه ) اعمّ از سقايت ، حجابت ، رفادت و لواء ( پرچمدارى جنگ ) همه در دست او بود كه تا آن زمان هيچ مردى پيش از او مجموع آنها را به دست نگرفته بود . قصى نخستين كسى است كه حاجيان را آب و غذا داد زيرا آنان مهمانان خدا و همسايگان او به شمار مىآمدند .
اين كار موجب آن گرديد كه كاروانيان اقدامات وى را بازگو كنند و از زيركى و هوشيارى او سخن مىگفتند . او داراى نظرى محكم و فكرى بيدار و هوشيار بود . قصى « دارالندوه » « 1 » را در نزديكى خانه كعبه ساخت و درِ آن را از سوى كعبه قرار داد كه قوم خويش را در آن گرد هم آورد و به بحث و بررسى درباره كارها و تصميم هاى مهم خويش پرداخته و دربارهء آن مسايل تبادل نظر مىكردند . از آن پس او فرمانرواى بزرگ قريش به شمار مىآمد تا آنجا كه حتّى قبايل و عشاير عرب براى نزديك شدن به وى خراج مىپرداختند . قصى داراى دو فرزند بود : « عبدالدار و عبدمناف » كه از كودكى آثار بزرگى در دوّمى نمايان بود . بطوريكه از اعتبار ، سرافرازى و شايستگى بيشترى نسبت به برادر بزرگتر خود برخوردار بود . پس پدرش به عبدالدار وصيت نمود كه كارهاى « سقايت » ، « حجابت » ، « رفادت » ، « لواء » و « ندوه » را كه در دست داشت با « عبد مناف » كه داراى عقل و تدبير و دانش خوبى بود به يكسان تقسيم نمايد .
هنگاميكه قصى درگذشت ، فرزندش « عبدالدار » بر آنچه كه پدر رياست و بزرگى داشت ، مسلط گشت و پس از او فرزندانش نيز بر آن امور قدرت پيدا كردند ؛ در اينجا بود كه فرزندان عبد مناف با آنان از در مخالفت و ستيز درآمدند و نزديك بود كه آتش جنگ
هامش
( 1 ) مركز مشورتى قريش .