پس از درگذشت ابوبكر ، عمَر راه او را در پيش گرفت و بلاد عرب را از غير مسلمانان پاك و منزّه نمود . « 1 » زيرا آنان مردم اين سرزمين بودند پس بزرگى و شرف و خير و شر اين سرزمين وابسته به آنان بوده و سعادت يا شقاوت آن در نتيجهء كارها و اعمال آنها مىباشد . اين سنّت ازاين پس همچنان در خلفاى بعد از او دنبال شد و تاكنون نيز ادامه دارد .
بدين مناسبت ، هماكنون مردمان حرمين در نظارت بر ورود خارجيان به كشورشان دقّتنظر دارند و هيچگاه فرد غير مسلمانى نمىتواند از جدّه ، ينبع و صنعاء در جنوب و ايستگاه « علا » در شمال ، قدم پيشگذارد و درصورتيكه شخصى مبادرت به چنين كارى
هامش
( 1 ) . زمانى كه عمر خلافت را به دست گرفت ، در اولين اقدام خالد را از فرماندهى سپاه شام عَزل كرد وابوعبيدهء جرّاح را به جاى وى نصب كرد ؛ ابوعبيده كه نيز يكى از دشمنان سرسخت على عليه السلام بود از سختگيرى و دشمنى نسبت به شيعيان و پيروان خاندان اهلبيت دست برنداشت و از هر ظلمى نسبت به آنان دريغ نورزيد . در طول تاريخ ، از جنايات و اعمال اين كارگزار خليفهها به بدى ياد شده است زيرا تنها به غرضهاى سياسى ، افراد يا قبيلههايى را مرتدّ شناخته و آنان را از ميان برمى داشتند ! خالد در سال بيست و يكم هجرى در مدينه يا شام درگذشت و ازقضا وصى خود را عمر قرارداد ! ابن سعد با نقل اين خبر مىگويد : عمر كه تا آن درجه نسبت به او بدبين بوده و از كارهاى او ناراحت به نظر مىرسيد پس از اين كار گفت : « ما گمانهايى به خالد مىبرديم كه درست نبود ! !
( براى اطلاع بيشتر به همان مدرك مراجعه شود ) « مترجم »