و الا حضرت والدهء خديو ، در ساعت سه و نيم زوالى ظهر از كشتى پا به خشكى نهاد ، در اين زمان بر روى اسكله ، تعدادى از رجالِ همراه در انتظار قدوم وى بودند ، بعضى از مأمورين دولت عثمانى نيز در نزديكى درِ عمومى به انتظار ايستاده بودند ؛ پس و الا حضرت به همراه دو شاهزاده خانم دختران خديو بر كالسكهاى - از نوع « لاندو » كه بوسيله چهار قاطر يدك كشيده مىشد - ، سوار شدند . شاهزاده « فاطمه خانم افندى » نيز با برخى از نديمهها و « بزرگانِ همراه بر كالسكهء ديگرى از كالسكههاى دولت شريف سوار شدند و ساير نديمهها و خواجهها بر كجاوههايى سوار شدند كه در پى آنان كجاوه « الماس آغاباشى » آغاى حرمسراى خديوى ، و « كاظم آغاباشى » آغاى و الا حضرت مادر خديو حضور داشت ؛ به دنبال اين گروه ، كجاوههاى حامل برخى از رجالِ همراهِ كاروان همايونى و سپس شتران حمل بار وجود داشت . كالسكهء و الا حضرت والده در حالى كه گروهى از اسب سواران پاسدار خديوى آن را محافظت مىكردند ، به حركت در آمد و در پيشاپيش آنان سربازان شريف و در پس آنان پاسداران دولتى قرار گرفته بودند .
كاروان از ميان جمعيت انبوهى كه در دو سوى راه ايستاده بودند حركت را آغاز كرد ، عظمت و جلال كاروان آنچنان بود كه تا به حال شبيه به آن را كسى مشاهده نكرده بود و مردم در دو طرف زبان به ثنا و دعا برداشته بودند .
كاروان ياد شده با نظم زيباى خود همچنان حركت مىكرد تا اينكه از دروازهء شرقى جدّه كه معروف به « باب مكه » است خارج گرديد . پس از آن ، كاروان و الا حضرت مادر خديو به همراه مردان پاسدار به سوى « بحره » به حركت در آمد و در آن مكان با زيباترين پذيرائى از آنان استقبال به عمل آمد سپس نامبرده و همراهان او در محل از پيش تعيين شده اجلال نزول كردند .
در آن هنگام جاى بسى ديدنى بود كه به اردوگاه خديو نظر افكنيد كه تا آن هنگام اين نظم و ترتيب را كسى سراغ نداشته است . در آن روز فرزندان شريف بيش از يكصد نفر را به افتخار ضيافت خديو و همراهانش دعوت كرده بودند . اين پذيرائى به سبك خارجيان بود به ويژه پذيرائى شام كه شخص خديو در آن شركت جست ليكن در ضيافت نهار پرنس احمد كمال الدين به جانشينى از خديو حضور به هم رسانيد نظم و
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 104
مساهمون: انصارى
ص١٠٤