تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
قلب مردم به سوى او ميل نمايد و با احترام و تجليل از او ياد كنند . پيش از سپيده دم روز چهارشنبه دوم ذى الحجه ، سربازان در ميدان شهردارى در حال رفت و آمد بودند و جمعيّت انبوهى از سربازان پاسدار خديو از سويى و سربازان دولتى و سربازان بيشه « 1 » از سويى ديگر گِرد آمده بودند . پيش از طلوع آفتاب ، كشتى بخارىِ حاملِ خديو در دريا نمايان گرديد . شيپور دميده شد و توپخانه‌هاى شهر گلوله‌هاى خود را شليك نمودند . در اين هنگام سربازان به صورت بيضى شكل صف آرايى كرده بودند ، بطورى كه سربازان پاسدار خديو در نيمهء اوّل يا شرقىِ آن و نيمهء دوم كه شامل دونيم بود را نيمى از سربازان دولت عليّه و نيم ديگر بوسيلهء سربازان بيشه پُر شده و در آن مستقر گرديده بودند ، دو طرف اين دو قوس ، از درِ قرنطينه تا درِ شهردارى بود . پس از نيم ساعت ، ركابِ كشتى بر پلكان قرنطينه قرار گرفت ؛ زمين آن بوسيلهء فرشهاى ايرانى پوشيده شده بود و در دو طرف آن بزرگان دولت عليّه از سويى و فرزندان جناب شريف و ساير همراهان آنان از اشراف كه براى اداى احترام حاضر گرديده بودند ، از سوى ديگر ايستاده بودند . پس خديو در حالى كه در لباس احرام بود ، همچون ماه ، يكپارچه مىدرخشيد بر اسكله ظاهر گرديد ! ، وى حركت مىكرد در حالى كه با دست شريفش به همه سلام مىداد . در پشت سرِ او حضرت اشرف پرنس « كمال الدين پاشا » و دانشمند بزرگوار شيخ « بكرى صدفى » مفتى ديار مصرى و جناب « على بك لبيب » پزشك ويژهء حضرتش و عده‌ّاى ديگر از ياوران محترم و برخى از رجال نزديك به او در اين سفر مبارك حضور داشتند . اسب خديو بر پله‌هاى قرنطينه ايستاده بود در حالى كه نغمه‌هاى موزيك مصرى و تركى نواخته مىشد و در ميان دعاى سربازان و غريو مردم ايشان بر اسب سوار شدند و پس از او پرنس و « حسين محرم پاشا » مهماندار ويژهء ايشان ، سپس ياوران ( گارد ويژه ) بر اسب سوار شدند و در حالى كه پيشاپيش اين كاروان گروهى از سركردگان پاسداران حضور
هامش
( 1 ) . بيشه قبيله‌اى بودند كه در شرق سرزمين بلاد عرب اقامت داشتند و سربازان آن‌ها با لباس عربى خويش سوار بر شتران تندرو مىگرديدند . اينان بيشتر شبيه به باشبو زوق ( سربازان چريك عثمانى ) بودند ؛ سربازان شريف همگى از اين گروه بودند و همواره به شجاعت و امانت معروف بودند .