كم يافته كه سود برد و بسا بسيار كنندهء كه زيان كند
41
كم من فقير غنىّ و غنىّ مفتقر : بسا نادارى كه دارا است و بسا دارائى كه نادار است ( و اين دارا و بخيل بدگذران و آن نادار سخىّ و خوش گذران است )
42
كم من خائف وفد به خوفه على قرارة الأمن : بسا ترسندهء كه ترسش در جايگاه ايمنيش بر وى وارد مى گردد .
43
كم من مؤمن فاز به الصّبر و حسن الظّنّ بسا مؤمنى كه صبر و گمان نيكش او را به ثواب رسانده است .
44
كم من حزين وفد به حزنه على سرور الأبد بسا اندوهناكى كه اندوهش او را بخوشى هميشگى و عيش جاودانى كشانده است .
45
كم من فرح افضى به فرحه الى حزن مؤبّد بسا شادمانى كه شاديش او را بسوى اندوه هميشگى ( و آتش دوزخ ) بكشاند .
46
كم من حريص خائب و مجمل لم يخب : بسا آزمنديكه زيان كار است و آسان گيرندهء كم حرصى كه زيانكار نيست .
47
كم من شقّى حضره اجله و هو مجدّ فى الطّلب بسا بدبختى كه اجلش رسيده و او هنوز در صدد مال جستن است
48
كم من غيظ تجرّع مخافة ما هو اشدّ منه : بسا باشد كه انسان جرعههاى ناگوار خشم را بكام در كشد از ترس پيش آمدى دشوارتر .
49
كم من ضلالة زخرفت باية من كتاب اللّه سبحانه كما زخرفت الدّرهم النّحاس بالفضّة المموّحة : بسا از گمراهى كه به آيتى از كتاب خداوند سبحان آرايش داده شود ، همچنان كه شخص مسگر درهم و سكهّء ( قلب ) را بنقرهء زر اندوده بيارايد و پرداخت نمايد
50
كم من عالم فاجر و عابد جاهل فاتّقوا الفاجر من العلماء و الجاهل من المتعبّدين : بسا عالمى كه بدكار است و عبادت كنندهء كه نادان است بنا بر اين از علماى بدكار و عبادت كنندگان نادان بپرهيزيد ( كه پشت ديانت را اين دو تا مى شكنند ) .
51
كم من مغبوط بنعمة و هو فى الأخرة من الهالكين : بسا كسى كه با داشتن نعمت دنيا غبطه خورده شود در صورتى كه او در آخرت از هلاك شوندگان است .
52
كم من وضيع رفعه حسن خلقه : بسا افتاده و گمنامى كه خوى خوشش او را بركشد و بلندش سازد .
53
كم من رفيع وضعه قبح خرقه : بسا شخص