39
كلّ طير ياوى الى شكله : هر پرندهء در كنار همانندش جاى مى گيرد .
40
كلّ شيء ينفر من ضدهّ : هر چيز از دشمن خود مى رمد .
41
كلّ نعيم دون الجنّة محقور : جز بهشت ( عنبر سرشت ) هر نعمتى اندك است .
42
كلّ نعيم الدّنيا يبور : همهء نعمتهاى دنيا تباه شدنى است .
43
كلّ علم لا يؤيدّه عقل مضلّة : هر دانشى كه عقل او را تأييد نكند گمراهى است .
44
كلّ عزّ لا يؤيدّه دين مذلّة : هر عزّتى كه دين آن را تأييد نكند خوارى است .
45
كلّ يوم يسوق الى غده : هر روزى ( انسان را ) بسوى فردا ميراند .
46
كلّ انسان مؤاخذ بجناية لسانه و يده : هر انسانى بگناه دست و زبانش گرفتار است .
47
كلّ شيء فيه حيلة الّا القضاء : در هر چيزى راه چارهء هست جز حكم خدا ( كه از آن گريزى نيست )
48
كلّ الرّضا فى القناعة و الرّضا : خوشنودى تمام در قناعت و خورسندى از خداى تعالى است .
49
كلّ امرء لاق حمامه : هر مردى مرگش را ديدار خواهد كرد
50
كلّ ممتنع صعب مناله و مرامه : هر كار سختى رسيدن و بچنگ آوردن آن دشوار است ( و انسان براى رسيدن به بهشت بايد سختى هاى جهانرا تحمّل كند )
51
كلّ مسمّى بالوحدة غير اللّه سبحانه قليل هر چيزى كه بتك و تنهائى نامبردار شده است غير خداوند سبحان اندك است ( و برايش همتائى پيدا مىشود )
52
كلّ عزيز غير اللّه سبحانه جلّ جلاله ذليل جز خداوند بزرگ و گرامى هر ارجمندى خوار است
53
كلّ فقر يسدّ الّا فقر الحمق : هر فقرى رخنهاش بستنى است جز فقر نادانى ( كه چارهاش نشدنى است ) .
54
كلّ داء يداوى الّا سوء الخلق : هر دردى درمان شدنى است جز بد خوئى .
55
كلّ مخلوق يجرى الى ما لا يدرى : روزگار هر آفريدهء را به جائى كه او نمى داند مى كشاند .
56
كلّ امرء على ما قدّم قادم و بما عمل مجزى .
هر مردى بدانچه پيش فرستاده است ( نيك يابد ) خواهد رسيد و بهر كارى كه كرده است جزا داده خواهد شد .
57
كلّ قانع عفيف : هر قناعت كارى پاكدامن است
58
كلّ قوىّ غير اللّه سبحانه ضعيف : هر توانائى جز خداوند سبحان ناتوان است .