نفس خويش افتاده است .
12
كلّ متكبّر حقير : هر گردنكشى خوار است .
13
كلّ فان يسير : هر فانى شونده ناچيز و اندك است .
14
كلّ راض مستريح : هر خوشنودى ( از خدا ) آسوده است .
15
كلّ برى ء صحيح : هر وارستهء تن درست است .
16
كلّ محسن مستأنس : هر نا اميدى ناكام است .
17
كلّ قانط آيس : هر نا اميدى ناكام است .
18
كلّ مطيع مكرّم : هر فرمانبردارى ( از خدا ) ارجمند است .
19
كلّ عاص متأثّم : هر نافرمانبرندهء گنهكار است .
20
كلّ جاهل مفتون : هر نادانى فتنه پذير است .
21
كلّ عاقل محزون : هر خردمندى اندوهناك است .
22
كلّ عافية الى بلاء : هر تندرستى بسوى گرفتارى مى كشد .
23
كلّ شقاء الى رخاء : هر رنج و مشقتى را گشايش و فرجى است .
24
كلّ معدود منقّص : هر شمرده شوندهء كم شونده است ( و هر روزى كه از عمر انسان مى گذرد يك تكهّ از انسان كم و كنده مىشود كه يابن ادم انّما انت عدد ايّام ) .
25
كلّ سرور متنغّص : هر عيشى بغصهّ و اندوه مبدّل شدنى است .
26
كلّ متوقّع آت : هر انتظار كشيده شدهئى آمدنى است .
27
كلّ طالب مطلوب : هر جوينده جسته شدنى و يافتنى است .
28
كلّ غالب بالشّرّ مغلوب : هر غالب شوندهء بوسيلهء زشتى ( و ستمكارى ) مغلوب و شكسته است .
29
كلّ منافق مريب : هر دوروئى مشكوك و بدگمان است ( كه آيا كارى كه در نظر گرفته پيش مى رود يا نه ) .
30
كلّ آت قريب : هر آيندهء نزديك است .
31
كلّ قريب دان : هر نزديكى پيوسته است .
32
كلّ ارباح الدّنيا خسران : همهء سودهاى جهان زيان است .
33
كلّ معروف احسان : هر نيكوكارئى نيكو است .
34
كلّ ماض فكانّ لم يكن : هر گذشته تو گوئى نبوده است .
35
كلّ آت فكانّ قد اتى : هر آيندهء تو گوئى آمده است .
36
كلّ ذى مرتبة سنيّة محسود : هر صاحب جاه بلند رتبهء حسد برده مىشود .
37
كلّ جنس يميل الى جنسه : هر چيزى همجنس را خواهان است .
38
كلّ امرء يميل الى مثله : هر مردى مانند خود را مايل است .