خيرخواه خلق ) بدترين ندارى است .
21
فاقد البصر سيىّ ء النّظر : آنكه بصيرت و بينش را از دست داده است نظرش هم ( در بارهء خدا و خلق ) زشت و خطا است .
22
فقر الأحمق لا يغنيه المال : احمق ندار را دارائى توانگر نمى سازد .
23
فاقد الدّين متردّد فى الكفر و الضّلال : آنكه دين را از دست داده است در كفر و گمراهى سر گردان است .
24
فساد الدّين الطّمع : طمعكارى باعث تباهى دين است .
25
فساد العقل الاغترار بالخدع : فريب خدعهها و بازيچهها ( ى جهان ) را خوردن از تباهى عقل و خرد است
26
فساد الدّين الدّنيا : دنيادارى سبب تباهى دين
27
فساد الأمانة الخيانة : خيانت باعث از بين بردن امانت است .
28
فاز من تجلبب الوفاء و ادّرع الأمانة : آن كس كه لباس وفادارى پوشيد و دراّعه امانت در بر كرد پيروزمند است .
29
فساد البهاء الكذب : دروغ روشنى چهره را از بين مى برد ( چون دل را تيره مى سازد و از باطن به ظاهر سرايت مىكند ) .
30
فليصدق رائد اهله و ليحضر عقله و ليكن من أبناء الأخرة فمنها قدم و إليها ينقلب پيك و بريد ( هر قومى را كه براى جمع آورى اخبار به اطراف مى رود ) بايد بمردم خود راست بگويد عقل و خردش را حاضر سازد و بايد از فرزندان آخرت باشد زيرا كه از آنجا آمده و به آنجا باز خواهد گشت .
31
فضيلة السّيادة حسن العادة : فضل برترى و سرورى بخوشخوئى است .
32
فضيلة العقل الزّهادة : برترى عقل بزهد و كنارهگيرى از دنيا است .
33
فضيلة الإنسان بذل الإحسان : برترى انسان ( بر ديگران ) در به كار بستن احسان است .
34
فضيلة السّلطان عمارة البلدان : فزونى پادشاه ( بر پادشاهان پيش از خودش ) بآباد كردن شهرها است ( بوسيلهء عدل و دادگرى )
35
فضيلة الرّياسة حسن السّياسة : فضل سرورى خوش رفتارى است ( با مردم )
36
فضل فكر و فهم انجع من فضل تكرار و دراسة