تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦

2

فاعل الشّرّ شرّ منه : بد كننده بدتر از بدى است

3

فكر العاقل هداية : خردمند فكرش راهنما است

4

فكر الجاهل غواية : بيخرد فكرش گمراه كننده است .

5

فقد الأحبّة غربة : گم كردن دوستان تنهائى و عزّتست

6

فعل الشّرّ مسبّة : بدكردارى زشت و ننگ است

7

فقد العقل شقاء : از دست دادن خرد باعث بدبختى است .

8

فوت الغنى غنيمة الأكياس و حسرة الحمقى از دست دادن دارائى بهرهء زيركان و باعث اندوه ابلهان است .

9

فقد البصر أهون من فقد البصيرة : بينائى را از دست دادن آسانتر تا بينش را از دست دادن

10

فكر ساعة قصيرة خير من عبادة طويلة : دمى كوتاه ( در آيات و آثار قدرتهاى الهى ) انديشيدن خوشتر تا روزگارى دراز را بعبادت سر بردن .

11

فضل الرّجل يعرف من قوله : پايهء و رتبهء مرد از گفتارش شناخته مىشود .

12

فخر الرّجل بفضله لا باصله : نازش مرد بدانش و فضل او است نه باصل و نژادش .

13

فاز من اصلح عمل يومه و استدرك فوارط امسه : پيروزمند كسى است كه كار امروزش را درست انجام دهد و از دست داده‌هاى ديروزش را دريابد و گذشته را تدارك كند .

14

فاز من غلب هواه و ملك دواعى نفسه پيروزمند كسى است كه بر هواى نفسش غالب شد و خواهشهاى نفسش را مالك گرديد .

15

فقد الولد محرق الكبد : از دست رفتن فرزند سوزانندهء جگر است .

16

فقد الأخوان موهى الجلد : از دست دادن برادران چابكى را سست مىكند ( و انسان را افسرده مى سازد )

17

فكرك يهديك الى الرّشاد و يحدوك الى اصلاح المعاد : فكر و انديشهء تو را بسوى رشد و هدايت مى كشاند و يا صلاح امر آخرتت را وادار مى سازد .

18

فعل الخير ذخيرة باقية و ثمرة زاكية : كار نيك كردن اندوخته‌ايست هميشگى و ميوه‌ايست پاكيزه

19

فكر المرء مراة تريه حسن عمله من قبحه : انديشيدن مرد ( در گذشته و آينده‌اش ) آئينه‌ايست كه نيك و زشت كارش را بوى مى نماياند .

20

فقر النّفس شرّ الفقر : ندارى نفس ( نيك و
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 516 | انصارى / عبد الواحد الآمدى التميمي