تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
دريافته است .

58

فعل المعروف و اغاثة الملهوف و اقراء الضّيوف آلة السّيادة : نيكى را كار بستن و بفرياد بيچاره رسيدن و از مردم ميهمانى كردن اسباب و ابزار آقائى و سرورى است .

59

فاقة الكريم احسن من غنى اللّئيم : نادارى جوانمرد بهتر از دارائى شخص پست ناكس است .

60

فقد اللّئام راحة الأنام : از بين رفتن ناكسان سبب آسايش مردمان است .

61

فاسمعوا ايّها النّاس و عوا و احضروا آذان قلوبكم تفهّموا : الا اى مردم ( گوش فرا دهيد و اين مواعظ شورانگيز دلنشين را ) بشنويد گوشهاى دلتان را باز و آماده سازيد ( و آن گهرهاى شاهوار پند را ) بفهميد و نگهداريد ( تا رستگار گرديد ) .

62

فتفكّروا ايّها النّاس و تبصّروا و اعتبروا و اتّعظوا و تزودّوا للاخرة تسعدوا : الا اى مردم نيكو بينديشيد درست بنگريد پند گيريد و موعظت را بپذيريد براى آخرت توشه برگيريد تا نيكبخت گرديد .

63

فيا لها مواعظ شافية لو صادفت قلوبا زاكية و اسماعا واعية و آراء عازمة به‌به چه پندهاى شفا بخشى ( درست و گران سنگ ) اى كاش اين پندها بدلهائى پاك و گوشهائى نگهدارنده و انديشه‌هائى آهنگ كننده برخورد مى كردند ( و در آنها جاى مى گرفتند و وسائل نيكبختى آنها مى شدند ) .

64

فاتّقوا اللّه تقيّة من انصب الخوف بدنه و اسهر التّهجد غرار نومه و اظمأ الرّجآء هواجر يومه : مردم از خدا بترسيد ترسيدن كسى كه ترس خدا پيكرش را برنج و تاب در افكنده است سحرخيزى خواب كمش را تبديل به بيدارى كرده اميد ثواب در روز گرم و پر حرارت او را به روزه و تشنگى وا داشته است .

65

فمن الأيمان ما يكون ثابتا مستقرّا فى القلوب و منه ما يكون عوارى بين القلوب و الصّدور ( ايمان به خدا بر دو نوع است ) يكى از ايمان ايمانى است كه در دلها جاى گرفته و استوار گرديده است ( و دارنده خويش را به كار آخرت وا داشته است ) ديگر ايمانى است كه بين دلها و سينه‌ها بعاريت مانده است ( و باندك چيزى از بين مى رود ) .

66

فاتّقوا اللّه تقيّة من سمع فخشع و اقترف فاعترف و وجل فعمل و حاذر فبادر : مردم از خداى بترسيد ترسيدن آن كس كه ( وعد و وعيد