تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 844

مساهمون:

ص٨٤٤

292

لا عيش اهنأ من العافية : هيچ خوشى از تندرستى گواراتر نيست .

293

لا غائب اقرب من الموت : هيچ پنهانى از مرگ به انسان نزديكتر نيست .

294

لا خازن افضل من الصّمت : هيچ خزينه دارى از خاموشى برتر نيست ( كه نمى گذارد كسى باسرار انسان پى ببرد ) .

295

لا ينتصر المظلوم بلا ناصر : ستمكشى كه يارى ندارد يارى كرده نشود .

296

لا ينتصف البرّ من الفاجر : نيكوكار از بدكار انصاف نمى بيند ( و اگر شخص آبرو دارى باشد بايد تحمّل كند بسوزد و بسازد ) .

297

لا ينتصف عالم من جاهل : شخص دانا و دانشمند هم از نادان انصاف نمى بيند .

298

لا يحلم عن السفّيه الّا العاقل : از سفيه بردبارى نكند مگر خردمند .

299

لا ينتصف الكريم من اللّئيم : كريم از لئيم نمى تواند داد بستاند .

300

لا يعرف حقّ الحليم السفّيه : نادان حقّ و مقام شخص بردبار را نمى شناسد .

301

لا مركب اجمح من اللجّاج : هيچ مركبى سركش تر از ستيزه خوئى نيست .

302

لا وزر اعظم من وزر غنىّ منع محتاجا هيچ گناهى بالاتر از گناه دارائى نيست كه ندار را مانع گردد و به او چيزى ندهد .

303

لا ينبغي لمن عرف اللّه سبحانه ان يتعاظم : براى كسى كه بزرگى خدا را مى شناسد سزاوار نيست اين كه بزرگى بفروشد .

304

لا يستطيع ان يتّقى اللّه سبحانه من خاصم آنكه از خداوند سبحان مى ترسد نمى تواند با ديگرى مخاصمه كند .

305

لا خير فيمن يهجر اخاه به غير جرم : خيرى نيست در آن كسى كه برادرش را بدون جرم از خودش براند .

306

لا خير فى عقل لا يقاربه حلم : خيرى نيست در عقلى كه به بردبارى نزديك نيست .

307

لا بقاء لأعمار مع تعاقب اللّيل و النّهار با اين كه روز و شب بدنبال هم مى رسند ديگر عمرها را بقاء و دوامى نمى باشد .

308

لا شيء اوجع من الاضطرار الى مسئلة الأغمار : هيچ چيزى دردناكتر از اين نيست كه