344
لا نجاة لمن لا ايمان له : كسى كه ايمان به خدا و رسول ندارد رستگار نمى گردد .
345
لا ايمان لمن لا يقين له : آنكه يقين به خدا و رسول ندارد ايمان ندارد .
346
لا صيانة لمن لا ورع له : آنكه پرهيزكار نيست نگهبانى ( از محرّمات الهى ) ندارد .
347
لا اصابة لمن لا انائة له : آنكه تأنّى و آهستگى ندارد راست رو نمى باشد .
348
لا علم لمن لا حلم له : آنكه بردبار نيست دانشى ندارد .
349
لا هداية لمن لا علم له : آنكه دانشى ندارد به راه راست نمى رود .
350
لا سيادة لمن لا سخاء له : رتبه و سرورئى نيست براى كسى كه داد و دهش ندارد .
351
لا حميّة لمن لا انفة له : آنكه حميّت و خون گرمى ندارد ( از زشتى ) سرباز زدنى ندارد .
352
لا عهد لمن لا وفاء له : آنكه وفا ندارد عهدى ندارد .
353
لا امانة لمن لا دين له : آنكه امانت ندارد دين ندارد .
354
لا دين لمن لا تقيّة له : آنكه تقيهّ ندارد ( و خود را در مهلكه مى اندازد يا اسرار آل محمّد عليهم السّلام را نزد ناكسان و نااهلان فاش مى سازد ) دين ندارد .
355
لا يكون العمران حيث يجور السّلطان آنجا كه پادشاه ستمكارى را پيشه سازد آبادانى وجود نخواهد داشت .
356
لا يدخل الجنّة خبّ و لا منّان : شخص سخت و فريب دهنده و منّت گذارنده داخل بهشت نخواهد شد .
357
لا يقوّم عزّ الغضب بذلّ الاعتذار : بزرگى غضب بخوارى عذر و پوزش خواستن برابرى نمى نمايد .
358
لا تفى لذّة المعصية به عذاب النّار : لذّت گناهكارى به عذاب و دوزخ وفا نمى ماند .
359
لا يتّقى الشّرّ من فعله الّا من يتقّيه فى قوله : از شرّ و زشتى در كردار بر كنار نمى ماند مگر كسى كه آن را در گفتارش رعايت كند و از آن بپرهيزد .
360
لا يكرم المرء نفسه حتّى يهين ماله : مرد نفس خويش را بزرگ نمى گرداند مگر وقتى كه مالش را