پند سودمندتر از شيرينى بد آموزى است .
88
ملازمة الوقار تؤمن دنائة الطّيش : وقار را يار و همراه بودن شخص را از پستى جلفى و سبكى بر كنار مى دارد .
89
معالجة النّزال تظهر شجاعة الأبطال جنگ و ستيز را ( بدون خونريزى بلكه با رأى و تدبير ) بر طرف كردن دلاورى پهلوانان تهمن را آشكار مى سازد .
90
مقاساة الأقلال اولى من ملاقاة الأذلال سختيهاى فقر و نيستى را تحمّل كردن بهتر تا مردم پست و ناكس را ( براى خواستن ) ديدار كردن .
91
مقاربة الرّجال فى خلائقهم امن من غوائلهم : در خلق و خوى مردم آميختن و به آنها نزديك شدن از كيد و كين آنان ايمن زيستن است .
92
مناقشة العلماء تنتج فوائدهم و تكسب فضائلهم : كنجكاوى علماء با يكديگر ( در مسائل علمى ) آنان را سود مى بخشد و فضايلى بر ايشان حاصل مى گردد .
93
مودّة الآباء نسبة بين الأبناء : دوستى پدران در بين پسران خويشى مى اندازد .
94
مودّة ذوى الدّين بطيئة الانقطاع دائمة الثّبات و البقاء : دوستى دين داران با يكديگر دير بريده مىشود و دوام و ثباتش دائمى است .
95
مسرّة الكرام بذل العطاء : شادى بزرگان در بخشش است .
96
مسرّة اللّئام سوء الجزاء : شادى ناكسان پاداش را بد دادن است .
97
مفتاح الخير التّبرّى من الشّرّ : كليد خوبى از بدى بر كنار بودن است .
98
مفتاح الظّفر لزوم الصّبر : كليد پيروزى صبر را ملازم گشتن است .
99
منازعة الملوك تسلب النّعم : نزاع سلاطين با يكديگر نعمتها را از مردم مى گيرد .
100
مجاهرة اللّه سبحانه بالمعاصى تعجّل النّقم : خداوند سبحان را آشكارا نافرمانى كردن بسوى خشم خدا شتافتن است .
101
مجالسة العوام تفسد العادة : با نادانان نشست و برخاست كردن خوى انسان را تباه مى سازد .
102
منازعة السّفل تشين العادة : با مردم پست