دوستان در اثر ستيز و لجاج است .
33
مع الإحسان تكثر الرّفعة : بزرگى با احسان و نيكى كردن است .
34
مع الفوت تكون الحسرة : فرصت را از كف دادن موجب پشيمانى و اندوه است .
35
مع الإنابة تكون المغفرة : آمرزش خدا با توبه به دست مى آيد .
36
مكروه تحمد عاقبته خير من محبوب تذمّ مغبتّه : زشتى كه پايانش پسنديده باشد به از زيبائى است كه پايانش ناپسنديده باشد .
37
ميزة الرّجل عقله و جماله مروتّه : عقل مرد باعث امتيازش و زيبائيش بمردانگيش مىباشد .
38
منازع الحقّ مخصوم : آنكه با حق بستيز و آويز بر خيزد مغلوب و دشمن داشته شده است .
39
مصاحب اللّوم مذموم : آنكه ناكسى را ملازم باشد نكوهيده است .
40
محن القدر تسبق الحذر : گرفتاريهاى قضا و قدر الهى بر كناره و دور انديشى پيشى مى گيرد .
41
مرارة الصّبر تثمر الظّفر : تلخى صبر و پيروزى بار مى آورد .
42
مجلس الحكمة غرس الفضلاء : مجلس حكمت ( كه سخن از دانش مى رود بوستان ) و درختستان دانشمند است .
43
مدارسة العلم لذّة العلماء : شيرينى محفل علماء مذاكرهء علم است .
44
مجاهدة النّفس شيمة النّبلآء : روش بزرگان با نفس پيكار كردن است .
45
مداومة الذّكر خلصان الأولياء : هميشه به ياد خدا بودن شعار دوستان خدا است .
46
ملازمة الخلوة دأب الصّلحاء : تنهائى را ملازمت كردن روش و آئين نيكان است .
47
مذيع الفاحشة كفاعلها : آشكار كنندهء زشتى همچون زشتكار است .
48
مستمع الغيبة كقائلها : شنوندهء غيبت مانند غيبت كننده است .
49
موت و حىّ خير من عيش شقىّ : زود مردن خوشتر تا با بدبختى و خوارى زيستن .
50
مركب الهوى مركب مردىّ : اسب هوا پرستى اسبى است هلاك كننده .
51
منع الكريم احسن من عطاء اللّئيم : ندادن و باز گرفتن مرد بزرگ بهتر از دادن شخص ناكس است ( اين