تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 761

مساهمون:

ص٧٦١
همواره مشتاق آنست كه بروش پدرانش برود .

71

منع خيرك يدعو الى صحبة غيرك : اين كه خير و بخشش خود را ( از نزديكانت ) باز دارى تو را بسوى يارى و دوستى با بيگانگان مى كشاند .

72

منع اذاك يصلح لك قلوب اعداك : اين كه دست از آزار دوستان بكشى دلهاى دشمنانت را برايت نرم و هموار مى سازد .

73

معادات الرّجال من شيم الجهّال : دشمنى كردن با يكديگر روش نادانان است .

74

مداراة الرجال من افضل الأعمال : مدارا كردن مردمان با يكديگر از برترين اعمال است .

75

مداراة الأحمق من اشدّ العناء : مدارا كردن با ابله و نادان بزرگترين رنجها است .

76

مصاحبة الجاهل من اعظم البلاء : با نادان نشستن از بزرگترين گرفتارى است .

77

متّقىّ الشّرّ كفاعل الخير : پرهيزنده از بدى مانند بجاى آرندهء خوبى است .

78

متّقىّ المعصية كعامل البرّ : آنكه از گناه مى پرهيزد چون آن كسى است كه نيكى را كار مى بندد .

79

مخالفة الهوى شفاء العقل : با هواى نفس پيكار كردن عقل را آسايش بخشودن است .

80

مجاهدة النّفس عنوان النّبل : جهاد با نفس نشانهء بزرگوارى و درستى است .

81

مرارة الدّنيا حلاوة الأخرة : تلخى كشيدن در دنيا باعث شيرين كامى آخرت است .

82

مؤتات الدّنيا اهون من مؤتات الأخرة مرگ هاى دنيا از مرگ هاى آخرت آسانتر است ( و گرفتاريهاى آخرت را از گرفتاريهاى دنيا بمراتب سخت تر ) .

83

مرارة البأس خير من التّضرّع الى النّاس تلخى ناكامى بهتر تا دست نياز بسوى مردم ( پست و نانجيب ) دراز كردن .

84

مداومة الوحدة اسلم من خلطة النّاس همواره تنها زيستن از آميزش با مردم بى دردسرتر است .

85

مرارة الصّبر يذهبها حلاوة الظّفر : شيرينى پيروزى تلخى صبر را از بين مى برد .

86

مصاحب الدّنيا هدف النّوآئب و الغير : يا دنيا همواره نشانهء تغييرات و گرفتاريهاى گوناگون است .

87

مرارة النّصح انفع من حلاوة الغشّ : تلخى
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 761 | انصارى / عبد الواحد الآمدى التميمي