تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 756

مساهمون:

ص٧٥٦
از شيطان نيست .

257

ما من شيء يحصل به الآمال ابلغ من ايمان و احسان : هيچوسيله همچون ايمان به خدا و احسان بمردم انسان را بآرزوهايش نمى رساند .

258

ما استعبد الكرام به مثل الأكرام : هيچ چيز بزرگان و آزادگان را بمانند نيكى و اكرام بندهء انسان نمى سازد .

259

ما اقبح شيم اللّئام و احسان سجايا الكرام چقدر زشت است روش زشتان و چه زيبا است خوهاى نكويان .

260

ما حفظك غيبك من حفظ عيبك : آنكه عيب تو را نكه مى دارد ( و با تو در ميان نمى نهد ) درون تو را به پاكى نگه نداشته است ( و تو را آلوده خواسته )

261

ما الا جهدك فى النّصيحة من دلّك على عيبك و حفظ غيبك : در پند دادن و تو را بكوشش داشتن كوتاهى نكرد كسى كه تو را برعيبت راهنمائى كرد و نهان تو را حفظ نمود .

262

ما قدمّته من خير فعند من لا يبخس و الثّواب و ما ارتكبته من شرّ فعند من لا يعجزه العقاب : هر چه از خير و نيكى كه پيش فرستى آن نزد كسى است كه ثواب را كم نمى گرداند و آنچه از شرّ و بدى كه مرتكب گردى پس آن نزد كسى است كه ناتوان از كيفر كشيدن نيست .

263

ما لمت احدا على اذاعة سرّى اذ كنت به اضيق منه : من هيچكس را بر فاش كردن رازم نكوهش نكردم زيرا كه در نگهدارى آن خودم از او تنگ حوصله‌تر بودم .

264

ما رفع امرء كهمتّه و لا وضعه كشهوته هيچ چيز مرد را مانند همّت برنكشد و همچون شهوتش او را نيفكند و خوار ندارد .

265

ما اخلق من غدر ان لا يوخى له : بسيار زيبنده است كه با مرد بيوفا بيوفائى شود .

266

ما اقبح القطيعة بعد الصّلة و الجفاء بعد الأخاء و العداوة بعد الصّفآء و زوال الألفة بعد استحكامها : چقدر زشت است پس از پيوند كردن بريدن و پس از برادرى دورى نمودن و پس از محبّت و صفا دشمنى كردن و پس از استوار كردن رشتهء دوستى آن را از ميان بردن .

267

ما انعم اللّه على عبد نعمة فظلم فيها الّا كان
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 756 | انصارى / عبد الواحد الآمدى التميمي