تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 737

مساهمون:

ص٧٣٧
بى بهره ماند .

9

ما كلّ رام يصيب : هر تير اندازى بهدف و نشانه نزند .

10

ما كلّ غائب يؤب : هر گمشدهء باز نگردد .

11

ما كلّ مفتون يعاتب : هر گرفتارى نكوهش كرده نمى شود .

12

ما كلّ مذنب يعاقب : هر گناهكارى عقوبت كرده نمى شود .

13

ما فوق الكفاف اسراف : ما فوق كفايت هر چه باشد اسراف است .

14

ما دون الشرّه عفاف : هر چه غير از آزمندى بسيار باشد پاكدامنى است .

15

ما تكبّر الّا وضيع : جز شخص افتاده و پست تكبّر نكند .

16

ما تواضع الّا رفيع : افتادگى نكند مگر شخص بلند پايه و بزرگ .

17

ما حقّر نفسه الّا عاقل : خويشتن را كوچك نشمرد و مگر خردمند .

18

ما نقّص نفسه الّا كامل : خويشتن را ناقص نداند مگر مرد تمام عيار كامل .

19

ما اعجب برايه الّا جاهل : رأى و انديشهء خود را نه پسندد و مگر نادان .

20

ما اضرّ المحاسن كالعجب : هيچ چيزى مانند خودپسندى به نيكيها زيان نرساند .

21

ما حمّل الفضائل كالّلبّ : هيچ چيزى مانند خرد فزونيهاى كمال را حمل ننمايد .

22

ما اصلح الدّين كالتّقوى : هيچ چيزى همچون پرهيزگارى دين را نيرو ندهد .

23

ما ضآدّ العقل كالهوى : هيچ چيزى همچون هواى نفس دشمن خرد نيست .

24

ما افسد الدّين كالدّنيا : هيچ چيزى مانند دنيا دين را تباه نسازد .

25

ما زنا غيور قطّ : غيرتمند هرگز زنا نكند ( و اينها كه تن بزناكارى مى دهند غيرت ندارند و باكى هم ندارند كه ديگرى با زنشان زنا كند ) .

26

ما فحش كريم قطّ : مرد بزرگوار هرگز فحش و دشنام ندهد ( و يا فاحشه را مرتكب نگردد ) .

27

ما اقلّ راحة الحسود : چقدر كم است آسايش شخص رشكبر .

28

ما انكد عيش الحقود : چقدر تنگ است