1149
من اغترّ بنفسه سلمته الى المعاطب هر كه فريب نفس خويش را بخورد آن نفس او را بدست تباهيها در سپارد .
1150
من رضى عن نفسه ظهرت عليه المعايب هر كه از نفس خود خورسند باشد عيوبى بر وى آشكار خواهد شد .
1151
من اتّخذ قول اللّه سبحانه دليلا هدى الى اللّتى هى اقوم : هر كه قول خداوند سبحان را رهنماى ( كار و كردار ) خويش گيرد بسوى راهى كه راست و درست تر است راه برده شود .
1152
من اتّخذ طاعة اللّه سبحانه سبيلا فاز بالّلتى هى اعظم : هر كه فرمان بردارى خداوند بزرگ را راه خويش گيرد بدانچه كه آن ( از همه چيزها و نعمتها ) بزرگتر است برسد .
1153
من زهد فى الدّنيا اعتق نفسه و ارضى ربهّ : هر كه از دنيا كنار كشد نفس خويش را ( از چنگ گرفتاريها و وقوع در حرامها و مشتبهات نگه دارد و ) آزاد كند و پروردگارش را از خود خورسند سازد
1154
من خلا عن الغلّ قلبه رضى عنه ربهّ : هر كه دلش را از كين توزى و بد انديشى تهى سازد پروردگارش را از خود خرسند ساخته است .
1155
من يكن اللّه خصمة يدحض حجتّه و يكون له حربا : خدا با هر كس دشمن باشد حجّتش را باطل سازد ( و در قيامت عذرش را نپذيرد ) و با او در حال جنگ است .
1156
من استقبل وجوه الأراء عرف مواضع الخطاء : هر كه بسوى وجوه آراء و انديشهها ( و افكار حكماء و روشن فكران جهان ) روى نهد جاهاى نادرستى را بشناسد ( و خود را از لغزش واپايد ) .
1157
من يكن اللّه نصيره يغلب خصمه و يكون له حربا : هر كه را خدا يار باشد بر دشمنش چيره گردد و خدا سپاه و پناهش باشد .
1158
من يكن اللّه امله يدرك غاية الأمل و الرّجآء : هر كه اميد و آرزويش خدا باشد پايان آرزو و اميدش را دريابد .
1159
من استقصر بقائه و اجله قصر رجائه و امله : هر كه دوران پايندگى و وعدهء خويش را ( در جهان ) كوتاه شمرد اميد و آرزويش را كوتاه گيرد .