خواهد گفت .
1070
من سالم النّاس ربح السّلامة : هر كه با مردم كار بمسالمت كند سلامتى را سود برد ( و از شرّ آنان در امان ماند ) .
1071
من عادى النّاس استثمر النّدامة : هر كه با مردم دشمنى كند همواره ميوهء پشيمانى چيند .
1072
من تحلّى بالإنصاف بلغ مراتب الأشراف هر كه خود را بعدل و انصاف بيارايد رتبههاى اشراف و بزرگان را دريابد .
1073
من اقتنع بالكفاف اداّه الى العفاف : هر كه به آن چه كه او را بس باشد بسازد و قناعت كند اين كار او را بسوى پاكدامنى بكشاند .
1074
من لبس الكبر و السّرف خلع الفضل و الشّرف : هر كه لباس كبر و اسراف و گزاف كارى را در پوشد لباس فضل و شرافت را از تن بكند .
1075
من بذل فى ذات اللّه ماله عجّل له الخلف هر كه مالش را در راه خدا بدهد و ايثار كند عوض آن بتندى بوى برسد .
1076
من ركب محجّة الظّلم كرهت اياّمه : هر كه راه ستم را به پيمايد روزگارش بزشتى در گذرد
1077
من لم ينصف المظلوم من الظّالم عظمت آثامه : هر كه داد مظلوم را از ظالم نگيرد پاداش گناهانش بزرگ گردند .
1078
من عامل رعيتّه بالظّلم ازال اللّه سبحانه دولته و عجّل بواره و هلكه : هر كه با رعيّتش كار بظلم و ستم كند خداوند بزرگ دولتش را از بين ببرد و بتندى او را هلاك و تباه سازد .
1079
من لهج قلبه بحبّ الدّنيا التاط منها بثلاث همّ لا يغبهّ و حرص لا يتركه و امل لا يدركه : هر كه دلش بدوستى دنيا شيفته و شيدا گردد با سه چيز از دنيا پيوند گيرد اندوهى دور نشدنى ، حرصى وانگذاردنى ، آرزوئى نرسيدنى
1080
من جار ملكه تمنّى النّاس هلكه : هر كه در دولت خودش ستمكارى كند مردم هلاكت و نابوديش را آرزو كنند .
1081
من عقل اعتبر بامسه و استظهر لنفسه : هر كه خردمند باشد بديروزش پند گيرد و براى ( رهائى از گرفتارى ) خودش يار و پشتيبان جويد .