هر كه آتش پنهان شرّ و زشتى را دامن زند و برافروزد هلاكتش در آنست .
1034
من امّل ما لا يمكن طال ترقبّه : هر كه آرزومند چيز نبوده باشد كار انتظارش بدراز كشد .
1035
من اعرض عن نصيحة النّاصح احرق بمكيدة الكاشح : هر كه از پند پند دهنده سرباز زند بكيد و كين دشمن درونى خويش داغ گردد ( كاشح دشمن درونى و يا دشمنى است كه عداوت خويش را پنهان مى دارد المنجد ) .
1036
من غلب هواه على عقله ظهرت عليه الفضائح : هر كه هواى نفسش بر عقلش بچربد رسوائيها برايش پيدا شود .
1037
من تاجرك بالنّصح فقد اجزل لك الرّبح : هر كه با پند و اندرز دادن با تو تجارت كند البتهّ سود تو را فراوان مى گرداند .
1038
من فاته العقل لم يعدم الذّلّ : هر كه عقلش را از دست بدهد خوارى را گم نكند و هميشه خوار است .
1039
من قعد به العقل قام به الجهل : هر كه از عقلش باز نشيند و دست باز دارد جهل و نادانى بر وى به پا خيزد ( و جانشين دانائى گردد ) .
1040
من عدم غور العلم صدّ عن شرايع الحكم هر كه پايان و انتهاى دانش را گم كند از راههاى حكمتها باز داشته شود ( و بكنه دانش پى نبرد ) .
1041
من ارتوى من مشرب العلم تجلبب جلباب الحلم : هر كه از سر چشمهء علم و دانش سيراب گردد پوشش بردبارى را در بر كند .
1042
من وقّر عالما فقد وقّر ربهّ : هر كه دانشمندى را احترام كند پروردگارش را احترام كرده است .
1043
من اطاع امامه فقد اطاع ربهّ : هر كه هر كه امامش را فرمان برد البتهّ پروردگارش را فرمان برده است .
1044
من ثبتت له الحكمة عرف العبر : هر كه حكمت و دانش برايش ثابت شد پندها را بشناسد
1045
من انتصر باللهّ عزّ نصره : هر كه بوسيلهء خداوند بزرگ يارى جويد ياريش عزيز و ارجمند است
1046
من استظهر باللهّ سبحانه اعجز قهره هر كه خداوند بزرگ را پشتيبان گيرد افتادگى و ناتوانى خويش را ناتوان سازد .
1047
من صحّ يقينه زهد فى المراء : هر كه يقينش