هر كه از دشمنش ايمن و بدون باك بخواهد كيد و مكرهاى دشمنان او را بيدار كنند ( و ديگر كار از كار گذشته باشد ) .
1010
من نام عن نصرة وليهّ انتبه بوطاة عدوهّ : هر كه از يارى دوستش بخوابد و دوستش را يارى نكند تاخت آوردن و لگد مال كردن دشمن او را بيدار سازد .
1011
من كافى الإحسان بالإساءة فقد برء من المروّة : هر كه نيكى را ببدى پاداش دهد از مروّت و مردانگى بيرون و برى است .
1012
من استبدّ برايه خفّت وطأته على اعدائه : هر كه فقط برأى و انديشهء خودكار كند ( و با ديگرى مشورت ننمايد ) كوبيدنش بر دشمنانش آسان باشد .
1013
من استخفّ بمواليه استثقل وطأة معاديه : هر كه دوستانش را سبك شمرد تاخت و تاز دشمنانش برايش گران تمام شود .
1014
من قلّت فضائله ضعفت رسائله : هر كه فضايلش كم باشد نامه و رسالههايش سست و زبون است ( و نوشتجات شيوا همه از استوارى و شيرينى قلم و بسيارى فضيلت است .
1015
من اغترّ بماله قصر عن احتياله : هر كه فريب مال خويش را بخورد انديشهاش كوتاه گردد ( در صورتى كه انسان هميشه بايد صورت آينده را از پيش ببيند تا دچار گرفتارى نشود .
1016
من استحلى معاداة الرّجال استمرّ على معاناة القتال : هر كه دشمنى مردم را شيرين شمرد روزگارش را همواره با رنجهاى جنگ و جدل بسر آرد .
1017
من غنى عن التّجارب عمى عن العواقب : هر كه خويش را از تجربهها بى نياز سازد و ديده از ( ديدار ) پايان كارها و گرفتاريها بر بندد كور ماند .
1018
من راقب العواقب سلم من النّوآئب : هر كه پايان كارها را بنگرد از گرفتاريها و حوادث دوران سالم ماند .
1019
من ادّرع جنّة الصّبر هانت عليه النّوآئب : هر كه زره صبر را به پيكر در پوشد گرفتاريها بر وى آسان گردد .
1020
من اقبل على النّصيح اعرض عن القبيح : هر كه بر پند گوى روى آرد از زشتى بر كنار گردد .
1021
من استغنى عن النّصيح غشيه القبيح : هر كه