تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 673

مساهمون:

ص٦٧٣
هر كه از دشمنش ايمن و بدون باك بخواهد كيد و مكرهاى دشمنان او را بيدار كنند ( و ديگر كار از كار گذشته باشد ) .

1010

من نام عن نصرة وليهّ انتبه بوطاة عدوهّ : هر كه از يارى دوستش بخوابد و دوستش را يارى نكند تاخت آوردن و لگد مال كردن دشمن او را بيدار سازد .

1011

من كافى الإحسان بالإساءة فقد برء من المروّة : هر كه نيكى را ببدى پاداش دهد از مروّت و مردانگى بيرون و برى است .

1012

من استبدّ برايه خفّت وطأته على اعدائه : هر كه فقط برأى و انديشهء خودكار كند ( و با ديگرى مشورت ننمايد ) كوبيدنش بر دشمنانش آسان باشد .

1013

من استخفّ بمواليه استثقل وطأة معاديه : هر كه دوستانش را سبك شمرد تاخت و تاز دشمنانش برايش گران تمام شود .

1014

من قلّت فضائله ضعفت رسائله : هر كه فضايلش كم باشد نامه و رساله‌هايش سست و زبون است ( و نوشتجات شيوا همه از استوارى و شيرينى قلم و بسيارى فضيلت است .

1015

من اغترّ بماله قصر عن احتياله : هر كه فريب مال خويش را بخورد انديشه‌اش كوتاه گردد ( در صورتى كه انسان هميشه بايد صورت آينده را از پيش ببيند تا دچار گرفتارى نشود .

1016

من استحلى معاداة الرّجال استمرّ على معاناة القتال : هر كه دشمنى مردم را شيرين شمرد روزگارش را همواره با رنجهاى جنگ و جدل بسر آرد .

1017

من غنى عن التّجارب عمى عن العواقب : هر كه خويش را از تجربه‌ها بى نياز سازد و ديده از ( ديدار ) پايان كارها و گرفتاريها بر بندد كور ماند .

1018

من راقب العواقب سلم من النّوآئب : هر كه پايان كارها را بنگرد از گرفتاريها و حوادث دوران سالم ماند .

1019

من ادّرع جنّة الصّبر هانت عليه النّوآئب : هر كه زره صبر را به پيكر در پوشد گرفتاريها بر وى آسان گردد .

1020

من اقبل على النّصيح اعرض عن القبيح : هر كه بر پند گوى روى آرد از زشتى بر كنار گردد .

1021

من استغنى عن النّصيح غشيه القبيح : هر كه