سجيّة اولى الألباب : بر تو باد به نرمى زيرا كه آن كليد باب درستى ( امور ) و روش خردمندان است .
35
عليك بمقارنة ذى العقل و الدّين فانهّ خير الأصحاب : بر تو باد به نزديكى با شخص خردمند و ديندار كه او بهترين ياران است .
36
عليك بالقصد فى الأمور فمن عدل عن القصد جار و من أخذ به عدل : بر تو باد بميانه روى در كارها زيرا كسى كه از ميانه روى بر گردد ستم كند و كسى كه آن را فرا گيرد به عدالت رفتار نمايد .
37
عليك بادمان العمل فى النّشاط و الكسل بر تو باد بهميشه كردن كار ( ى كه در دست دارى زيرا وقتى كه فاصله افتاد طبع انسان از آن سير مىشود و كار پيش نمى رود فلذا كار را و لو كم بايد هميشه انجام داد چه ) در حال نشاط چه در حال تنبلى .
38
عليك بالعفاف و القنوع فمن أخذ به خفّت عليه المؤن : بر تو باد بپاكدامنى و قناعت زيرا هر كس قناعت را فرا گرفت سنگينى زندگى بر وى سبك گردد .
39
عليك بالصّبر و الاحتمال فمن لزمها هانت عليه المحن : بر تو باد بشكيبائى و بردبارى زيرا هر كس آن را گزيد گرفتاريها بر وى آسان گردد
40
عليك بالاستعانة بالهك و الرّغبة اليه فى توفيقك و تركك كلّ شائبة أو لجتك فى شبهة أو أسلمتك الى ضلالة : بر تو باد به اين كه بپروردگارت يارى جوئى و در توفيق خواستنت روى بسوى او آورى و بر تو باد بواگذارى هر آميزشى كه تو را ( درد نيست ) بشبهه در افكند و يا بسوى گمراهيت بكشاند و بسپارد .
41
عليك بمكارم الخلال و اصطناع الرّجال فانّهما تقيان مصارع السّوء و يوجبان الجلال : بر تو باد بخصلتهاى نيكو و نيكى كردن با مردم زيرا كه اين دو كار شخص را از افتادن در بدى نگه مى دارد و بزرگى را واجب مى گردانند .
42
عليك بالعفاف فانهّ افضل شيم الأشراف : بر تو باد بپاكدامنى ( و دورى از گناه ) زيرا كه آن بالاترين روش بزرگان است
43
عليك به ترك التّبذير و الأسراف و التّخلّق بالعدل و الأنصاف : بر تو باد