25
ظاهر اللّه سبحانه بالعناد من ظلم العباد هر آنكه بر بندگان خدا ستم راند با خداوند سبحان آشكارا دشمنى كرده است .
26
ظلم المرء في الدّنيا عنوان شقاوته في الآخرة : ستم كردن مرد در دنيا نشانهء آنست كه در آخرت بدبخت است .
27
ظلم المعروف من وضعه فى غير اهله : آنكه نيكى را با غير اهلش بجاى آرد بر نيكى و احسان ستم كرده است .
28
ظلم نفسه من رضى بدار الفناء عوضا عن دار البقاء : هر آنكه از سراى پايدار بجهان ناپايدار ساخت و آن را از اين عوض گرفت بر خويش ستم راند .
29
ظفر بجنّة الماوى من اعرض عن شهوات الدّنيا : هر آنكه از خواهشهاى جهان رخ بر تافت ببهشت جاودان دست يافت .
30
ظلّ الكرام رغد هنييء : سايهء كريمان ( كه بر سر زيردستان مى افتد ) عيش گوارائى است
31
ظلّ اللّئام نكد وبيّ : سايهء ناكسان زندگى تنگ وبادارى است .
32
ظاهر القران أنيق و باطنه عميق : قرآن برون و ظاهرش دلپذير است ( بطورى كه هر غمناكى بخطوطش بنگرد اندوهش زايل گردد ) و درون و باطنش گود و عميق است ( بطورى كه شناوران درياهاى معارف هرگز پايانش را درك كردن نتوانند )
33
ظاهر الأسلام مشرق و باطنه مونق : دين اسلام ظاهرش روشن و باطنش دل نواز است ( برون و درون مؤمن به خود را آراسته و روشن مى دارد )
34
ظلف النّفس عمّا فى أيدى النّاس هو الغناء الموجود : نفس را از آنچه كه در دستهاى مردم است باز داشتن خودش توانگرى آماده است .
( ظلف نفسه عن الشّيء كفّ عنه ) .
35
ظلف النّفس عن لذّات الدّنيا هو الزّهد المحمود : نفس را از لذّتهاى جهان باز داشتن خودش زهدى است ستوده .
36
ظرف المؤمن من نزاهته عن المحارم و مباكرته الى المكارم : ظرافت و خرّمى مؤمن از آنست كه دامانش از لوث گناهان پاك است و صبح مىكند در حالى كه بسوى نيكيها و بزرگواريها روان است .