چنگال زشتيها و زبونيها مى رهاند و اگر ناكسى مسلّط گردد زشتيها در مردم پديد آرد ) .
9
ظفر الكرام عدل و احسان : پيروزى جوانمردان عدل و داد و نيكى است .
10
ظفر اللّئام تجبّر و طغيان : پيروزى ناكسان گردنكشى و از اندازه بيرون شدن است
11
ظفر بالخير من طلبه : هر كه خوبى را خواست بدست آورد .
12
ظفر الشّرّ به من ركبه : هر كه بر اسب بدى سوار شد بدى بر او پيروزى يافت .
13
ظفر بالشّيطان من غلب غضبه : هر كه خشم خويش را فرو خورد بر شيطان پيروزى يافت
14
ظفر الهوى به من انقاد لشهوته : هر كس شهوتش را گردن نهد هوا و هوس ( هاى گمراه كننده ) بر او پيروزى يابد .
15
ظلم المروّة من منّ بصنيعته : هر كه بكردار نيكش بر ديگرى منّت نهد بمردانگى ستم كرده است .
16
ظفر بفرحة البشرى من أعرض عن زخارف الدّنيا : آنكه از زيور و زينت جهان رخ تافت بخوشنودى بشارت ( به بهشت ) پيروزى يافت .
17
ظفر بجنّة المأوى من غلب الهوى : هر آنكه بر هوا ( ى نفس ) پيروزى يافت ببهشت جاودان دست يافت .
18
ظلم الضّعيف أفحش الظّلم : زشت ترين ستم ستم بر ناتوان است .
19
ظلم المستسلم اعظم الجرم : فرمان بردار را ستم كردن بزرگترين گناه است .
20
ظلم الإحسان قبح الامتنان : ستم كردن بر نيكى بدى منّت نهادن است .
21
ظلم نفسه من عصى اللّه و اطاع الشّيطان : آنكه خداى را نافرمانى كرد و شيطان را فرمان برد بر خويش ستم كرد .
22
ظلم السّخآء من منع العطاء : آنكه دهش را باز گيرد بخشش را ستم كرده است .
23
ظلم اللّه سبحانه في الأخرة مبذول به من اطاعه في الدّنيا : سايه خداوند پاك در آخرت بر سر كسى گسترده است كه در دنيا فرمان او را ببرد ( و بدستورات قرآن عمل كند ) .
24
ظلم العباد يفسد المعاد : ستم كردن بر بندگان خدا آخرت را تباه مى سازد .