مال تلف نشود .
62
ليس من خالط الأشرار بذى معقول : آنكه با اشرار و بدكاران بياميزد و داراى عقل و خرد نيست .
63
ليس من أساء الى نفسه بذى مامول آنكه به خود بدى روا دارد اميد نيكى در وى نمى رود .
64
ليس فى البرق اللّامع مستمتع لمن يخوض الظّلمة : براى آنكه در درياى تاريكى شناور است در برق درخشان بهره و تمتّعى برايش نيست ( زيرا آن برق هنوز درخشيده خاموش است ) .
65
ليس لأحد من دنياه الّا ما انفقه على اخراه : براى هيچكس از دنيايش بهره نباشد مگر آنچه را كه براى آخرتش انفاق كند .
66
ليس فى الغربة عار انّما العار فى الوطن و الافتقار : در غربت ننگ و عارى نيست تنگ آنست كه انسان در وطن خود باشد و ندار باشد ( و در جاى ديگر حضرت فرمايد ندارى در وطن غربت و دارائى در غربت وطن است ) .
67
ليس شيء ادعى الخير و انجى من شرّ من صحبة الأخيار : هيچ چيزى انسان را بسوى خير خوانندهتر و از بد رهانندهتر از همراهى و رفاقت با نيكان نيست .
68
ليس فى الجوارح اقلّ شكرا من العين فلا تعطوا سؤلها فشغلكم عن ذكر اللّه : در اعضاى انسان ناسپاس تر از خشم وجود ندارد خواهشش را روا مسازيد كه شما را از ياد خدا باز مى دارد .
69
ليس فى المعاصى اشدّ من اتّباع الشّهوة فلا تطيعوها فشغلكم عن ذكر اللّه : در ميان گناهان گناهى سخت تر از پيروى شهوت و خواهش نفس نيست فرمان نفس را مبريد كه شما را از ياد خدا باز مى دارد
70
ليس كلّ مغرور بناج و لا كلّ طالب محتاج : نه هر فريب خورده رستگار و نه هر جوينده نيازمند است .
71
و قال عليه السّالم فى توحيد اللّه سبحانه ليس فى الأشياء بوالج و لا عنها بخارج : خداوند تعالى در چيزهائى ( كه آفريده است ) داخل نگرديده و از آنها خارج هم نيست ( بلكه در همهء آنها داخل است نه بطور آميختن و از آنها خارج است نه بطور جدا بودن ) .
72
ليس شيء ادعى الى زوال نعمة و تعجيل نقمة من اقامة على ظلم : هيچ چيزى بسوى