و لم يقض مفروضا : آن كس كه دنيا را عوض از آخرت گرفت سودى نبرد و واجبى را قضا نكرد
12
لم يكتسب مالا ما لم يصلحه : آن كس كه مالش را اصلاح نكرد ( از حلال كسب نكرد و حقوق واجبهاش را نپرداخت ) مال كسب نكرده است ( بلكه مالش آتش و و بال است ) .
13
لم يرزق المال من لم ينفقه : آن كس كه انفاق در راه خدا نكرد مالى روزيش نگرديده است .
14
لم يضق شيء عن حسن الخلق : از خوشروئى چيزى بر انسان تنگ گرفته نشود .
15
لم يفت نفسا ما قدّر لها من الرّزق : هر كس هر چه از روزى كه برايش مقدّر شده است از وى فوت نشود .
16
لم يذهب من مالك ما وقى عرضك آنچه از مالت كه آبرويت را نگهدارى از دستت نرفته است ( بلكه بهترين مالت همان است ) .
17
لم يضع من مالك ما قضى قرضك آنچه از مالت كه قرضت را بدان ادا كنى ضايع نگرديده است .
18
لم يعقل مواعظ الزّمان من سكن الى حسن الظّنّ بالأيّام : آن كس كه با حسن ظنّ بروزگارش دلش آرام گيرد ( و از پيش آمدهاى سهمگين جهان غافل بنشيند ) پندهاى روزگار را نفهميده است ( و ناپايدارى جهان را درك نكرده است ) .
19
لم يضع امرء ماله فى غير حقهّ او معروفة فى غير اهله الّا حرمّه اللّه شكرهم و كان لغيره ودّهم : هيچ مردى مالش را در غير جايش ننهاد و خوبيش را در غير اهلش به كار نبرد جز اين كه خداوند شكر آنان را بر وى حرام كرد و دوستى آنان براى غير او شد ( و با او دشمن جانى شدند ) .
20
لم يتحلّ بالقناعة من لم يكتف بيسير ما وجد : حلهّء قناعت را نپوشيده كسى كه به كمى كه مى بايد اكتفا نمى كند .
21
لم يتحلّ بالعفّة من اشتهى ما لا يجد حلهّء پرهيزگارى را نپوشيد هر كس كه چيزى را كه نمى يابد آرزو مىكند .
22
لم يطّلع اللّه سبحانه العقول على تحديد صفته و ما يحجبها عن واجب معرفته :