تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
آنكه رنج و گرفتاريش را با شخص بيرحمى باز گويد بيدانش است ( زيرا انسان بايد لا اقلّ درد دلش را با كسى گويد كه چارهء از دستش بر آيد ) .

18

ليس كلّ فرصة تصاب : چنين نيست كه بهر فرصتى توان رسيد .

19

ليس كلّ دعاء يجاب : چنين نيست كه هر دعائى مستجاب گردد .

20

ليس كلّ غائب يؤب : چنين نيست كه هر رفته باز آيد .

21

ليس كلّ من رمى يصيب : چنين نيست كه هر كه تير زند بنشان خورد .

22

ليس لقاطع رحم قريب : براى قطع رحم كننده خويشتنى نيست .

23

ليس لبخيل حبيب : بخيل راه دوستى نيست .

24

ليس مع الصّبر مصيبة : در برابر صبر و شكيب گرفتارى نابود است .

25

ليس مع الجزع مثوبة : بيتابى ثواب را از بين مى برد .

26

ليس السفّه كالحلم : سفاهت و سبكى مانند بردبارى نيست ( و بين اين دو تفاوت از زمين تا آسمان است .

27

ليس الوهم كالفهم : وهم و خطا غير از فهم و در يافت است ( و سحر غير از اعجاز است ) .

28

ليس للجوج تدبير : براى شخص ستيزه‌خو تدبيرى نيست .

29

ليس لمن طلبه اللّه مجير : براى آن كس كه خدايش گرفتن خواهد پناهگاهى نيست .

30

ليس للملوك اخاء : پادشاهان را وفا و برادرى نيست .

31

ليس للئيم مروّة : ناكس بيمروّت است .

32

ليس للحقور اخوّة : آنكه مردم را خوار مايه گيرد برادرى ندارد .

33

ليس لحسود خلّة : حسود دوست شدنى نيست .

34

ليس من الكرم قطيعة الرّحم : قطع رحم كردن از جوانمردى بدور است .

35

ليس من التّوفيق كفران النّعم : نعمتهاى خدا را كفران كردن از ناكامى و بدبختى است .

36

ليس بخير من الخير الّا ثوابه : از خير بهتر چيزى نيست مگر جز او ثوابش .

37

ليس بشرّ من الشّرّ الّا عقابه : از بد بتر چيزى نيست مگر سزا و عقابش .

38

ليس من عادة الكرام تاخير الانعام : عطا و بخشش را پس انداختن ( و منعم عليه را منتظر داشتن )
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 594 | انصارى / عبد الواحد الآمدى التميمي