هيچگاه ( لذّت ) قناعت را نيابد مگر اين كه حرص را از بين ببرد .
23
لن يعرف حلاوة السّعادة حتّى تذاق مرارة النّحس : شيرينى خوشبختى هيچگاه ، هويدا نگردد مگر اين كه تلخى بدبختى چشيده شود .
24
لن يتمكّن العدل حتّى يزلّ النحس : تا ستم و بدى دور نگردد عدل و خوشى قرار گرفتنى نيست .
25
لن تهتدى الى المعروف حتّى تضلّ عن المنكر : تا منكر و زشتى را گم نكنى هرگز بسوى معروف و خوبى راه نبرى .
26
لن تتحقّق الخير حتّى تتبّرء من الشّرّ : تا از شرّ و بدى برى نگردى خير و نيكى را سزاوار نگردى .
27
لن تتّصل بالخالق حتّى تنقطع عن المخلوق : تا از مخلوق تبرّى بخوئى هيچگاه بسوى خالق راه نبرى و به او نه پيوندى .
28
لن يدرك النّجاة من لم يعمل بالحقّ : تا انسان بحقّ ( و احكام الهى ) عمل نكند رستگارى را راه نيابد .
29
لن ينجو من الموت غنيّ لكثرة ماله : هرگز دارا براى بسيارى مالش از چنگال مرگ نرهد ( و اين چند ساله عمر كه بگذرد دارا و ندار با هم يكسانند ) .
30
لن يسلم من الموت فقير لإقلاله : هيچگاه نادار براى نداريش از مرگ بر كنار نماند .
31
لن يذهب من مالك ما وعظك و حاز لك الشّكر : هر چه از مالت كه موجب پند و تنبّهت گردد و بشكر و سپاسگزاريت دارد از دستت نرفته است ( بلكه به دارائى آخرتت افزوده است ) .
32
لن يضيع من سعيك ما اصلحك و اكسبك الأجر : هر چه از زشتى و كوششت كه تو را اصلاح كند و اجر ( آخرتى ) برايت كسب كند ضايع نگرديده است
33
لن يقدر احد ان يحصّن النّعم به مثل شكرها هيچكس نمى تواند بمانند شكر نعمت نعمت را نگهدارى نمايد .
34
لن يستطيع احد ان يشكر النّعم به مثل الأنعام بها : هيچكس نمى تواند شكر نعمتها را بمانند انعام كردن و بخشش نمودن از آن نعمتها بجاى آورد .
35
لن يسبقك عن رزقك طالب : هرگز جويندهء ديگرى بر روزى تو پيشى نگيرد .
36
لن يغلبك على ما قدّر لك غالب : هرگز بدانچه كه براى تو مقدّر شده است ديگرى غالب نگردد .
37
لن يفوتك ما قسّم لك فاجمل فى الطّلب : آنچه قسمت تو است از تو فوت شدنى نيست ، در كار جستن روزى آهسته باش