كين توزى و دشمنى مى گردد .
44
كثرة السفّه يوجب الشّنئان و يجلب البغضاء : سبكى بسيار ( و هزل و خندهء بى جا ) شخص را معيوب مى سازد و دشمنى را ايجاد مىكند .
45
كثرة الهزل آية الجهل : مزاح و شوخى بسيار نشانهء نادانى است .
46
كثرة البذل آية النّبل : بخشش بسيار نشانهء بزرگوارى است .
47
كثرة الكلام يبسط حواشيه و ينقص معانيه فلا يرى له امد و لا ينتفع به احد : پر گوئى كناره گوينده را فراخ مى گرداند و ( ميدان خرده گيرى ديگران را بر وى وسعت مىدهد ) معانى سخن را معيوب مى سازد و نه پايانى برايش پديد مىشود و نه كسى از آن بهرهمند مى گردد .
الفصل السابع و الستون حرف الكاف بلفظ كن
ممّا ورد من حكم امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام فى حرف الكاف بلفظ كن قال عليه السّلام : فصل شصت و هفتم : از آنچه كه وارد گرديده است از حكمتهاى حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب در حرف كاف بلفظ كن آن حضرت فرمودند
1
كن قنعا تكن غنيّا : قانع باش توانگر باشى
2
كن راضيا تكن مرضيّا : از خدا خوشنود باش تا پسنديده باشى .
3
كن صادقا تكن وفيّا : راستگو باش تا وفادار باشى .
4
كن موقنا تكن قويّا : به خدا يقين داشته باش تا نيرومند باشى .
5
كن ورعا تكن زكيّا : پرهيزكار باش تا پاكيزه باشى .
6
كن متنزّها تكن تقيّا : از زشتيها بدور باش تا پرهيزكار باشى ( تنزهّ الرّجل اى تباعد عن المكروه )
7
كن سمحا و لا تكن مبذّرا : جوانمرد باش و اسراف كننده مباش .
8
كن مقدّرا و لا تكن محتكرا : اندازه گيرنده ( در وقت و روزى ) باش نه حبس كننده .
9
كن حلو الصّبر عند مرّ الأمر : بهنگامى كه كارى تلخى پيش آيد شيرين صبر باش ( و دشواريها را با گشادهروئى از پيش بردار ) .
10
كن منجزا للوعد وفيّا بالنّذر : نذر را دهنده و بوعدهات وفا كننده باش .
11
كن ابدا راضيا بما يأتي به القدر : همواره بدانچه كه تقدير پيش مى آورد راضى و خورسند باش .