34
كن بطيى ء الغضب سريع الفى ء محبّا لقبول العذر : كند خشم و تند آشتى باش و پذيرفتن عذر را دوست بدار .
35
كن عالما بالخير ناهيا عن الشّرّ منكرا شيمة الغدر : خوبى را عمل كننده بدى را نهى كننده روش مكر و حيله را زشت دارنده باشد
36
كن فى الفتنة كابن اللّبون لا ضرع فيحلب و لا ظهر فيركب : در فتنهها همچون بچهّ شترى دو ساله باش كه نه شيرى دارد تا دوشيده شود و نه پشتى دارد كه بر آن سوار گردند ( يعنى در مواقع غوقا و فتنه بكلّى خود را از ميانه كناركش تا آسوده باشى ) .
37
كن حليما فى الغضب صبورا فى الرّهب مجملا فى الطّلب : بهنگام خشم بردبار و در موقع ترس شكيبا و در راه كسب آهسته باش .
38
كن آنس ما تكون من الدّنيا احذر ما تكون فيها : به آن چه كه در دنيا انس گيرندهترى در دنيا از همان چيز ترسندهتر باش .
39
كن اوثق ما تكون بنفسك اخوف ما تكون من خداعها : هر زمان كه بنفس خويش اطمينان پيدا كردى همان هنگام از آن بيشتر ترس داشته باش
40
كن وصىّ نفسك و افعل فى مالك ما تحبّ ان يفعله فيه غيرك : خود وصّى نفس خويش باش و با مالت بجاى آر همان چيزى را كه دوست دارى ديگرى آن را در آن مال بجاى آرد ( و تا مى توانى بدست خودت خيرات و مبرّات كن )
41
كن مؤاخذا نفسك مغالبا سؤ طبعك و ايّاك ان تحمل ذنوبك على ربّك : همواره بر نفس خويش سخت گيرنده و بر زشتخوئيت غلبه جوينده باش و سخت بترس از اين كه گناهانت را به پيش پروردگارت بكشى ( بلكه پيش از ورود بر خداى با تو به گناهان را پاك بشوى ) .
42
كن لمن قطعك مواصلا و لمن سالمك مطيعا و لمن سكت عن مسئلتك مبتدأ با آنكه از تو ميبرّد و پيوند كننده و با آنكه با تو بر سر آشتى است فرمان برنده و با آنكه از در خواست كردن از تو خاموش است ابتدا كننده باش .
43
كن بالمعروف امرا و عن المنكر ناهيا و لمن قطعك واصلا و لمن عزّزك مطيعا امر بمعروف و نهى از منكر كننده باش با آنكه از تو مى برد