تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣

30

كثرة التّقريع يوغر القلوب و يوحش الأصحاب سرزنش بسيار دلها را كين توز مى سازد و دوستان را از هم جدا مى نمايد .

31

كثرة اصطناع المعروف يزيد فى العمر و ينشر الذّكر : نيكى را بسيار كار بستن عمر را بسيار مى گرداند و انسان را نامور مى سازد .

32

كثرة الصّنايع يرفع الشّرف و يستديم الشّكر : نيكى بسيار كردن انسان را بلند مرتبه مى سازد ، و سپاسگذارى را پايدار مى سازد .

33

كثرة الضّحك يوحش الجليس و يشين الرّئيس : خندهء بسيار دوست و همنشين را از انسان دور مى سازد و سرور و رئيس را عيبناك مى سازد .

34

كثرة العجل يزلّ الإنسان : پر شتابى در امور انسان را مى لغزاند .

35

كثرة الكلام يملّ الأخوان : پر سخنى برادران را خسته مىكند .

36

كثيرة الثّنآء ملق يحدث الزّهو و يدنى من العزّة : ديگران را بسيار ستودن و چاپلوسى است كه تكبّر را پديد مى آورد و شخص را از عزّت دور مى سازد .

37

كثرة الأكل و النّوم يفسدان النّفس و يجلبان المضرّة : خور و خواب بسيار نفس را از بين مى برد و زيان را جلب مى نمايد .

38

كثرة الأكل يذفّر : پرخورى آروغ آور است و باعث مىشود كه بوى كند از دهان انسان بيرون زند ( و شخص را در محافل رسوا مى نمايد الذّفر و الذّفرة شدّة الرّائحة النّتن . المنجد )

39

كثرة السّرف يدمّر : مال بى اندازه خرج كردن شخص را مى افكند ( و بيچاره مى سازد ) .

40

كثرة الكذب يفسد الدّين و يعظّم الوزر : دروغ بسيار گفتن دين را تباه مى سازد و گناه را بزرگ مى گرداند .

41

كثرة المعارف محنة و خلطة النّاس فتنة سرشناسى بسيار باعث رنج و زحمت و آميزش با مردم سبب گمراهى است .

42

كثرة الدّنيا قلّة و عزّها ذلّة و زخارفها مضلّة و مواهبها فتنة : دنيا بسيارش كم ، عزّتش ذلّت ، زيور و زرش گمراهى ، بخششهايش فتنه و گرفتارى است .

43

كثرة المزاح يذهب البهاء ، و يوجب الشّحنآء : شوخى بسيار آبرو را مى برد و موجب