انداختن آنها ( 1 ) ، بلكه از موضعى به موضع ديگر نقل كردن كه موضع اوّل احفظ باشد از براى آن .
سيزدهم : انگشتر به دست كردن به جهت زينت ، و باكى نيست به جهت استحباب آن ، و بعضى « 27 » تصريح فرمودهاند به حرمت استعمال حنا به قصد زينت در حال احرام ، بلكه قبل از آن هر گاه اثر آن بماند تا زمان احرام ، و بعضى احتياط كردهاند از استعمال آن هر چند نه به قصد زينت باشد .
چهاردهم : از براى زن پوشيدن زيور است به جهت زينت مگر آن چه را كه عادت به پوشيدن آن داشته قبل ( پيش - خ ل ) از احرام ، پس باكى نيست به گذاشتن آن و در نياوردن آن به جهت احرام ، الَّا آن كه آن را اظهار نمىكند قصدا از براى زوج و غير او از مردان .
پانزدهم : روغن ماليدن است به بدن هر چند كه در او بوى خوش نباشد على الاحوط ، بل على الاقوى مگر به جهت ضرورت ( 2 ) .
شانزدهم : ازاله مو است از بدن خود يا غير خود ، محلّ باشد غير ،
شرح
( 1 ) ( ميرزا ) : مراد شپش و كيك است ، زيرا كه انداختن كنه از خود بىاشكال است و عيبى ندارد . ( طباطبائى ) : بلكه انداختن كنه از شتر هم عيبى ندارد بلى احوط بلكه اقوى نينداختن « حلمه » است از او . ( طباطبائى - چاپ بغداد ) : بلى انداختن كنه از بدن خود بلكه از شتر عيب ندارد مگر « حلمه » يعنى كنه بزرگ از شتر ، كه انداختن آن جايز نيست .
( 2 ) ( طباطبائى ) : و همچنين روغن ماليدن پيش از احرام اگر در او بوى خوش باشد و اثرش بماند .
هامش
« 27 » مختلف الشيعة 4 : 76 ، مسالك الأفهام 2 : 268 .