و فديهء سايه انداختن يك گوسفند است ، و احوط آن است كه اگر بتواند از براى هر روزى يك گوسفند بدهد .
بيستم : بيرون آوردن خون است از بدن خود نه غير ، هر چند به خراشيدن بدن باشد يا مسواك كردن باشد ، اگر بداند كه موجب آن مىشود ، و جايز است آن در حال ضرورت .
و بعضى « 30 » گفتهاند : كه كفارهء آن گوسفندى است ، و بعضى « 31 » گفتهاند : طعام ( اطعام - خ ل ) يك مسكين .
بيست و يكم : ناخن گرفتن هر چند بعض ناخن باشد ، مگر آن كه اذيت او كند ، مثل آن كه بعض آن افتاده [ باشد - ش ] و بعض ديگر او را اذيّت كند ، پس فديه مىدهد .
و فديهء آن بعض ، يك مدّ از طعام است ، چنان چه فديهء ناخن تمامى همان است .
و اگر مجموع ناخن دست و پا را در مجلس واحدّ بگيرد يك گوسفند لازم است ، و اگر دستها را در يك مجلس جدا و پاها را جدا بگيرد در مجلس ديگر ، دو گوسفند لازم است .
بيست و دوّم : كندن دندان است هر چند خون نيايد ( 1 ) .
و بعضى « 32 » گفتهاند : كه كفارهء آن يك گوسفند است ، و آن احوط است ( 2 ) .
بيست و سوّم : كندن درخت و گياهى كه در حرم روئيده باشد مگر
شرح
( 1 ) ( طباطبائى ) : حرمت آن با نيامدن خون معلوم نيست .
( 2 ) ( طباطبائى ) : لكن واجب نيست .
هامش
« 30 » اين مطلب را شهيد در الدروس الشرعية 1 : 386 ، از بعضى از اصحاب حكايت فرمودند .
« 31 » الكافي في الفقه : 204 .
« 32 » النهاية : 235 ، المبسوط 1 : 350 .