براى ناخوشى باد فتق مىدوزند ( 1 ) مگر آن كه ضرورت داعى شود به استعمال آنها ، در اين صورت احتياطا فديه بدهند ، چنان چه هر كه محتاج شود به پوشيدن دوخته ، فديه بر او - كه يك گوسفند باشد - لازم است .
و احوط گره نزدن رخت احرام است خصوصا رداء و تكمه نكردن در آن ، و به چوب يا سوزن بعض آن را به بعض وصل نكند .
و بدان كه حرمت پوشيدن دوخته مختصّ مرد است بنابر مشهور ، پس جايز است از براى زن پوشيدن آن مگر قفّازين - كه قبل از اين چيزى بود كه زنهاى عرب مىدوختند از براى حفظ دستها از سرما و در آن پنبه مىكردند - كه احوط بلكه اقوى اجتناب از آن است .
هفتم : سرمه كشيدن [ است - ش ] به سياهى ( 2 ) كه در آن زينتى باشد هر چند قصد زينت نكند ، و احوط اجتناب از مطلق سرمه است به قصد زينت .
هشتم : نگاه كردن در آئينه ، و بعضى تصريح فرمودهاند كه احوط ترك استعمال منظره است - يعنى عينك - مگر به جهت ضرورت ، و همچنين نگاه كردن در آب صافى ، و اقوى جواز هر دو است .
نهم : پوشيدن موزه و چكمه و جوراب و هر چه تمام پشت پا را بپوشاند ( بگيرد - خ ل ) ( 3 ) ، ( 4 ) و بعضى تصريح كردهاند كه ستر بعض
شرح
( 1 ) ( طباطبائى ) : اقوى در اين نيز جواز است و لو بدون ضرورت .
( 2 ) ( طباطبائى ) : و همچنين سرمه كه در آن بوى خوش باشد ، از قبيل مشك و زعفران اگر چه قصد زينت نكند .
( 3 ) ( طباطبائى ) : لكن نه مثل پوشيدن به جامه يا به دست و نحو آن .
( 4 ) ( ميرزا ) : از براى مردان . ( طباطبائى ) : بلكه براى زنان نيز على الاحوط چنان چه مقتضاى اطلاق متن است .